{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

مافیای من
Part 18
ویو لینو
عاقد دوباره ازش سوال پرسید که گفت:
+بله
وقتی بلند شدیم تا به مهمونا خوش آمد بگیم با اولین چیزی که روبه رو شدم قیافه ی پسر عموم سوهو بود یجی که فهمیده بود من از سوهو بدم میاد عمدا باهاش گرم صحبت میشد و بگو بخند داشتن
سوهو هم که از این قضیه بدش نمیومد هی همش دستشو میزاشت روی شونه ی لخت یجی دیگه واقعا داشتم عصبی میشدم
یلحظه صبر کن 🤔🤔 اصن من چرا باید برای دختری که هیچ علاقه ای بهش ندارم غیرتی بشم؟ ولش کن هر غلطی دلش میخواد بکنه مهم نیس
بعد از اینکه عروسیمون تموم شد مامان هر دوتامون اومدن و درباره ی امشب یچیزایی بهمون گفتن اونا که نمیدونن ما اصن قرار نیست اون کار رو انجامش بدیم
همه ی مهمونا رفتن خونه هاشون بغیر از پدر بزرگ منو یجی و مادر و پدرامون
•بازم بهتون تبریک میگم
_+ ممنون
٠لینو پسرم تبریک میگم فردا برای کارای جانشینیت بیا شرکت
_چشم
مامان باباهامونم تبریک گفتنو یجی پدر و مادرشو طوری بغل میکرد که انگار قراره برای همیشه ازشون جدا بشه
_عزیزم هر وقت بخوای میتونی بیای پدر و مادرتو ببینی بهتره الان بریم
+باشه خدانگهدار 🥺
همگی: خدانگهدار مواظب خودتون باشین
+ رفتیم سوار ماشین شدیم لینو خودش رانندگی میکرد
+کجا میریم؟
_میخواستی کجا بریم؟ خب داریم میریم خونه ی خودمون
+منظورم اینه که چرا از این راه میری باهوش
_چون دوست دارم همسر عزیزم (سعی کردم یکم اذیتش کنم)
راستی امشب قراره رمانتیک ترین شب زندگیمون بشه چه حسی داری؟
+منو و تو قرار نیست کاری باهم بکنیم
_مگه یادت نیست؟؟
+چیو؟
_دیشب رو که مست کرده بودی تو یه قرارداد امضا کردی که من هرکاری بخوام میتونم با تو بکنم
+الان تو داری میگی از من امضا گرفتی اونم موقعی که مست بودم؟
_اره
+به همین خیال باش آقای لی در ضمن من اونموع مست بودم پس قراردادت معتبر نیست
_هر طور مایلی فکر کن خانوم هوانگ من کار خودمو میکنم
+ مهم اینه که من نمیزارم کاری بکنی
_خوددانی
ویو یجی
+ وقتی رسیدیم لینو پیاده شد و در برام باز کرد یک عمارت بزرگ و زیبا بود یعنی قرار خانوم این خونه بشم؟
_خوش اومدی به خونه ی خودت خانوم کوچولو بیا بریم داخل بیرون یکم سرده
+ پشت سرش راه افتادم وقتی داخل عمارت شدیم یه خانم و یه آقای تقریبا مسن اومدن و بهمون خوش آمد گفتن که لینو ازشون خواست که دیگه برن الان رسماً باهاش تنها بودم حالا هرکاری که میخواست میتونست باهام بکنه خودمم قبول دارم که توی ماشین بلوف زدم
_منتظر چی هستی؟؟ اتاقمون طبقه ی بالاست
+باشه اومدم
همینطور که از پله ها میرفتیم بالا بهش گفتم:
+ لینو تو که واقعا نمیخوای انجامش بدی مگه نه؟
_ بستگی داره
+میگم میشه لطفا کاری به کارم نداشته باشی؟
دیدگاه ها (۱)

مافیای منPart 19 ...

مافیای منPart 20 و...

مافیای من Part 17 ...

مافیای من Part 16 ...

انتخاب من

part 5 ) Who would have thought I would fall in love with th...

سناریو:(وقتی شب خونه دوستت میخوابی بهشون نمیگی)#سناریو#بی تی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط