مافیای من
مافیای من
Part 19
_هوانگ یجی که داشت تو ماشین از خودش دفاع میکرد کوش؟
+یا داری مسخرم میکنی؟
_اره، اینم از اتاقمون
+لازم به این همه تزئینات نبود
_چرا؟؟
+خب ما که قرار نیست کاری کنیم
_تو واقعا عقل نداری یا خودتو میزنی به احمق بودن
+منظورت چیه؟
_احمق خانم اونا فکر میکنن که ما قراره همون کاری رو انجام بدیم که هر زن و شوهری شب ازدواجشون میکنن
+یعنی تو قرار نیست کاری کنی؟
_نه مگه دیوونه شدم
+ دیوونه بودی حالا میتونم برم حموم؟
_چرا که نه اول تو برو بعد من میرم
+باش فقط.....
_فقط چی؟
+لباس چی بپوشم؟
_توی کمد هست مامانمم گفت که داخل رختکن برات لباس گذاشته اون رو هم میتونی بپوشی
+آها باشه
ویو یجی
وقتی رفتم داخل حموم هرکاری که کردم نتونستم زیپ لباسمو باز کنم مثل اینکه مجبورم لینو رو صدا کنم
+اون بیرونی؟
_اره چیزی شده؟
+میشه بیای زیپ لباسمو باز کنی خودم نمیتونم بازش کنم
اومد و بازش کرد وقتی داشت بازش میکرد دستمو گذاشتم روی قفسه ی سینه ام که لباسم نیوفته میخاستم ازش تشکر کنم که تا رومو برگردوندم کسی نبود
بعد از اینکه حموم کردم رفتم داخل رختکن تا لباسی که مادرشوهرم برام گذاشته رو بپوشم که دیدم یه لباس حریر سفید تا بالای زانوهامه بالاتنه اش تور بود و یک کت کوچیک تا زیر سینه هامم روش بود که مانع دیده شدن سینه هام زیر اون تور میشد
+حالا من چجوری اینو جلوی لینو بپوشم.؟ اگر تاالان قصد کاری رو باهام نداشته حتماً با دیدنم توی این لباس به ف. ا. ک. م میده خداااااا
چاره ای جز پوشیدنش نداشتم وقتی رفتم بیرون دیدم لینو سرش تو گوشیشه که تا متوجه شد من از حموم بیرون اومدم یک نگاه مختصر از سر تا پام رو کرد و گفت:
_خوشگل شدی
+میشه نگاهم نکنی؟
_چرا؟ معذب میشی؟
+یکم
_باشه تو بگیر بخواب منم میرم یه دوش میگیرمو میام
+روی این تخت؟؟ اونم باهم؟
_اره مگه چشه
+من نمیتونم با تو رو یک تخت بخوابم
_نترس شب باهات کاری نمیکنم
+به هرحال من که روی اون تخت با تو نمیخوابم فقط یکیمون میتونه اونجا بخوابه یا من یا تو
_من میخوابم،،، تو دیگه مشکل خودته میتونی روی زمین یا کاناپه بخوابی
+ حداقل خوابیدن روی زمین و کاناپه بهتر از خوابیدن کنار توعه
_اها امیدوارم که خوابای خوبی ببینی
+میبینم تو نگران نباش
_نیستم
+گگگگگگ
Part 19
_هوانگ یجی که داشت تو ماشین از خودش دفاع میکرد کوش؟
+یا داری مسخرم میکنی؟
_اره، اینم از اتاقمون
+لازم به این همه تزئینات نبود
_چرا؟؟
+خب ما که قرار نیست کاری کنیم
_تو واقعا عقل نداری یا خودتو میزنی به احمق بودن
+منظورت چیه؟
_احمق خانم اونا فکر میکنن که ما قراره همون کاری رو انجام بدیم که هر زن و شوهری شب ازدواجشون میکنن
+یعنی تو قرار نیست کاری کنی؟
_نه مگه دیوونه شدم
+ دیوونه بودی حالا میتونم برم حموم؟
_چرا که نه اول تو برو بعد من میرم
+باش فقط.....
_فقط چی؟
+لباس چی بپوشم؟
_توی کمد هست مامانمم گفت که داخل رختکن برات لباس گذاشته اون رو هم میتونی بپوشی
+آها باشه
ویو یجی
وقتی رفتم داخل حموم هرکاری که کردم نتونستم زیپ لباسمو باز کنم مثل اینکه مجبورم لینو رو صدا کنم
+اون بیرونی؟
_اره چیزی شده؟
+میشه بیای زیپ لباسمو باز کنی خودم نمیتونم بازش کنم
اومد و بازش کرد وقتی داشت بازش میکرد دستمو گذاشتم روی قفسه ی سینه ام که لباسم نیوفته میخاستم ازش تشکر کنم که تا رومو برگردوندم کسی نبود
بعد از اینکه حموم کردم رفتم داخل رختکن تا لباسی که مادرشوهرم برام گذاشته رو بپوشم که دیدم یه لباس حریر سفید تا بالای زانوهامه بالاتنه اش تور بود و یک کت کوچیک تا زیر سینه هامم روش بود که مانع دیده شدن سینه هام زیر اون تور میشد
+حالا من چجوری اینو جلوی لینو بپوشم.؟ اگر تاالان قصد کاری رو باهام نداشته حتماً با دیدنم توی این لباس به ف. ا. ک. م میده خداااااا
چاره ای جز پوشیدنش نداشتم وقتی رفتم بیرون دیدم لینو سرش تو گوشیشه که تا متوجه شد من از حموم بیرون اومدم یک نگاه مختصر از سر تا پام رو کرد و گفت:
_خوشگل شدی
+میشه نگاهم نکنی؟
_چرا؟ معذب میشی؟
+یکم
_باشه تو بگیر بخواب منم میرم یه دوش میگیرمو میام
+روی این تخت؟؟ اونم باهم؟
_اره مگه چشه
+من نمیتونم با تو رو یک تخت بخوابم
_نترس شب باهات کاری نمیکنم
+به هرحال من که روی اون تخت با تو نمیخوابم فقط یکیمون میتونه اونجا بخوابه یا من یا تو
_من میخوابم،،، تو دیگه مشکل خودته میتونی روی زمین یا کاناپه بخوابی
+ حداقل خوابیدن روی زمین و کاناپه بهتر از خوابیدن کنار توعه
_اها امیدوارم که خوابای خوبی ببینی
+میبینم تو نگران نباش
_نیستم
+گگگگگگ
- ۴.۸k
- ۰۱ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط