{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ْ بِت گُفتَم این یِ حِسِ عادی نی:))

ْ بِت گُفتَم این یِ حِسِ عادی نی:))
اِنقَد شوخی نَگیر مَنو ;))
گُفتی بِ حَرفآیِ یِ دیونِه اِعتمآدی نی:)))
هَمَمون دُچآرِ اشتبآه میشیمْ:)
فآزِه دوری نَگیر نَرو
دیدگاه ها (۱)

-میدونی چرا زندگیمون اینقدر کج و کوله است ؟!...چون اونجاهایی...

:/

----------------------گاهی باید یک نقطه بگذاری و تمامباز دوب...

کم مونده بود به ترکی بگم دلم برا بودنت تنگ شده که گفتم اره د...

وای بچه ها ی اتفاقی برام افتاده که واقعا نمیدونم چی بگم باور...

P²⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

وقتی والیبالیست بودی...(پایانی)از اون روز،یک ماه میگذره..تو ...

رمان لیچافصل ۳:برج شروع پایان من و توپارت ۳چاعان:خوبیلیا:نه ...

پارت ۵۵:مادر(ماری)یک بار دیگه به صورت ماه سونگ آه نگاه کردم....

روباه کوچولوی من پارت بیست و شش ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای ا...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط