گم شدم توی غباری که تو را با خود برد
گم شدم توی غباری که تو را با خود برد
دست های شب تاری که تو را با خود برد
نیمکت،مرد غریبه،دو-سه تا شاخه ی گل
ساعت پنج،قراری که تو را با خود برد!
ریل با یاد تو فرسود و در گوش من است
ضرب آهنگ قطاری که تو را با خود برد
ماهکم،شب نشده از لب بام افتادی
توی دستان مداری که تو را با خود برد
تو کجا خانه ی پاییز کجا ؟!...نه برگرد
ای پرستوی بهاری«که؟» تو را با خود برد؟!
#عاشقانه ...
دست های شب تاری که تو را با خود برد
نیمکت،مرد غریبه،دو-سه تا شاخه ی گل
ساعت پنج،قراری که تو را با خود برد!
ریل با یاد تو فرسود و در گوش من است
ضرب آهنگ قطاری که تو را با خود برد
ماهکم،شب نشده از لب بام افتادی
توی دستان مداری که تو را با خود برد
تو کجا خانه ی پاییز کجا ؟!...نه برگرد
ای پرستوی بهاری«که؟» تو را با خود برد؟!
#عاشقانه ...
- ۷۱۹
- ۰۴ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط