{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش احساسم گلی می بود

ای کاش احساسم گلی می بود
میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد
رقصان به روی طاق ایوانت
ای کاش احساسم کبوتر بود
بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید
عشقی به قلبت میهمان میکرد
ای کاش احساسم درختی بود
تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت
تو مست در میخانه اش بودی
ای کاش احساسم صدایی داشت
از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی
سرما به جان دشت غم میزد
ای کاش احساسم هویدا بود
در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم
خاموش نمیگشت و نمی آلود
دیدگاه ها (۱)

همیشه آخرین سطر برایش می‌‌نوشتم” روزی بیا که برایِ آمدن دیر ...

یکی از زیباترین آبشارهای کشور ایران می‌باشد و در شهرستان سپی...

هر لحظه با من باش، در روح من جاریتکرار شو در من، در خواب و ب...

اگر کسی به دلت نشست، بدان در باطن اوچیزی هست که یا صدایت میک...

#چندپارتیلینو/ا.تP:3«من می‌دونم چه احساسی داری. می‌دونم چقدر...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸یک ماه بعد____________...

وقتی یه ام‌وی،دلیل اشناییتون بود...(پایانی)بعد از اون قرار ک...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

My Arirang Part 7

ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانتیا مثل یک...

ی کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانتیا مثل یک ...

ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت یا مثل ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط