{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« عروسک من »

« عروسک من »
Part 8
ویوی محنا :
حدودا ۴۰ دقیقه گذشته بود و ساعت نزدیک‌۳ بود که بلاخره سلوین خانم غذاهارو آورد سریع خوردیم و رفتیم به سمت خونه هامون من با همون لباس ها خوابیدم .

پرش زمانی به دوماه بعد :

ویوی کالیرا :
توی این دوماه خیلی چیز ها تغییر کرده جونگ کوک بلاخره قراره که به نهال احساساتش رو بگه و نهال هم متوجه ی احساساتش به جونگ کوک شده تهیونگ‌ و محنا به عنوان دوتا دوست خیلی صمیمی باهم دیگه هستند و این دوماه محنا همش رژیم آدامس و یخ می گیره و این خیلی براش خطرناکه
اعضا هم دارند این چهار نفر رو بهم دیگه می رسانند و البته جین بیشتر کار ها رو انجام میده
ویو محنا :
امروز باید می رفتیم موزیک ویدیوی آخر آلبوم رو ضبط می کردیم بلند شدم طبق معمول ساعت ۴ بود که بیدار شدم رفتم و کار هام رو مردم و روتین پوستی ام رو انجام دادم و بعد هم لباس ام رو پوشیدم طبق معمول کت و شلوار و بعدش هم پاشنه بلند و کیفی که از برند خودم بود رو هم برداشتم و میکاپ خیلی ریزی کردم چون قراره که امروز گریم زیادی داشته باشم زیاد میکاپ نکردم و بعد هم رفتم و فقط آب خوردم الان یه هفته آیی میشه که به جز یخ چیز دیگه آیی نخوردم چون باید وزن ام رو خیلی کم کنم و چون که قراره مسابقات یا همون اهدای جوایز هم نزدیک‌ باشه باید وزن ام رو خیلی کم کنم و در نهایت هم سوییچ ماشینم رو برداشتم و عطر روی میز رو هم به خودم زدم و رفتم به سمت ماشین و ماشین رو روشن کردم و تا شرکت ۱۰ دقیقه راه بود که بلاخره رسیدم
ویوی نهال :
من حقیقتا توی این دوماه خیلی خیلی از جونگ کوک خوشم اومده و درحدی که می خوان بهش احساساتم رو بگم واقعا خیلی دوستش دارم برای همین امروز می خوان بهش اعتراف کنم
لباسم رو پوشیدم و چون که دیشب تا صبح داشتم فیلم می‌دیدم تصمیم گرفتم میکاپ انجام بدم و بعد از انجام دادن میکاپ رفتم به سوی آشپزخونه و یه صبحونه ی مفصل درست کردم و خوردم و رفتم لباسم رو پوشیدم و بعدش هم رفتم به سمت ماشینم و ماشینم رو روشن کردم و رفتم به سمت شرکت دیدم که محنا طبق معمول تا کردن توی ایپدش هست و کنارش هم شوگاست که دارن یه چیزی رو نگاه می کنند
نهال : های گایز هانی
سلام شوگا چطوری ؟
شوگا : اوه سلام نهال تو چطوری ؟
نهال : خوبم ممنونم
محنا : سیسی عزیزم موزیک ویدیوی قبلی رو بدون ایراد دنسش رو رفتیم
شوگا : آره من استرس این رو گرفته بودم که نکنه دنسش رو ایراد داشته باشیم که اونوقت
نهال : که اونوقت دو نفر به نام های محنا و جیهوپ پارمون می کردند
شوگا : وایی دقیقا
جونگ کوک : سلام پسر سلام دخترا چطورید ؟
تهیونگ : اوه سلام بچه ها چطورید ؟
نهال : عالی تر از همیشه شما همیشه وقتی که صحبت رو با فهمیدن اینکه دنست رو خوب رفتی و نمی خوای پاره بشی شروع کنی چیزی بهتر از این ؟
دیدگاه ها (۳)

« عروسک من »Part 9 جونگ کوک : واقعا ؟ واقعا درست رفتیم باور...

« عروسک من » Part 10 (پرش زمانی به یک ماه بعد ) ویوی نهال : ...

بانوی زیبای فالو بشه ؟ برای فیک اش روی زانو هام هستم 🫶✨@amel...

« عروسک من »Part 7 محنا : من یه جایی رو میشناسم بهم اعتماد ک...

« عروسک من »Part 5 ویوی نهال : جونگ کوک نگاهی در از احساس ب...

« عروسک من » Part 1 ویوی محنا : صبح بلند شدم طبق معمول ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط