{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستهایم در تهران زندگی میکنند و شعرهایم در شمال و اشکهایم

دستهایم در تهران زندگی میکنند و شعرهایم در شمال و اشکهایم در اتاقی که بین شنبه و دوشنبه سرگردان است ، تو در قاب همه پنجره های جهان پیدایی و نگرانی که مبادا راه را گم کنم.............
دیدگاه ها (۲)

بوسه هایم را زیر باران میشویم و رو به تو میگویم کاش طعم لبها...

روی ایوان کهنه خانه ام چند تکه مهربانی افتاده است ، سرم را ب...

میدانم در یک گورستان متروک آنقدر تاریک میشوم که از یاد میروم...

قرار نبود حرفهایم مثل لیموهای نصف شده آنقدر بمانند تا تلخ شو...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

عاشقانه های شبنم

متن آهنگ علی سورنا صاعقهتو ذهنم لحظه لحظه صائقه استیه دنیای ...

...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p63کتابخانه در سکوت فرو رفته بود.صدای بار...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط