{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"دلِ تنگ"

"دلِ تنگ"

سرِ خود را مزن اینگونه به سنگ
دلِ دیوانه‌ی تنها
دلِ تنگ!
منشین در پسِ این بُهتِ گران
مَدَران جامه‌ی جان را، مَدَران
مکن ای خسته درین بغض درنگ
دلِ دیوانه‌ی تنها
دلِ تنگ!
پیشِ این سنگدلان
قدرِ دل و سنگ یکی است
قیل و قالِ زغن و بانگِ شباهنگ یکی است
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آن‌که می‌گفت منم، بهرِ تو غمخوارترین
چه دل‌آزارترین شد،
چه دل‌آزارترین؟
نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند
نه همین در غمت این‌گونه نشاند
با تو چون دشمن دارد سرِ جنگ
دلِ دیوانه‌ی تنها
دلِ تنگ!
ناله از درد مکن
آتشی را که در آن زیسته‌ای
سرد مکن
با غمش باز بمان
سرخ‌رو باش ازین عشق و سرافراز بمان
راهِ عشق است که همواره شود از خونْ رنگ
دلِ دیوانه‌ی تنها
دلِ تنگ!
دیدگاه ها (۴۴)

از من کدبانو در نمی آید، این را در کمال پر رویی همه جا عنوان...

شبی آغوش روی ِ سایه ات وا کرده ای هرگز؟خودت را اینهمه دلتنــ...

نیستی. نیستی که ببینمت.نیستی راه برویم تمام این شهر را. نیست...

کاش می‌شد برای تو کاری کنم.برای اینکه لبخند بزنی،برای اینکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط