{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوژه ی خوبی ست از زاویه ای مناسب؛

سوژه ی خوبی ست از زاویه ای مناسب؛
همه چیز را برانداز کرده ای؛
کادرت را بسته ای؛
دوربینت را نشانه رفته ای؛
و چلیک . . .
اما در مونیتور چیز دیگری می بینی!
پیرمرد، نفس زنان از پیچ گذشته
و وسط کادر با شرمندگی ایستاده.
می گوید: دیگر نفسم یاری نمی کند.
این مسیر را روزی با دوچرخه ای
که اکنون عصایش است،
یک نفس می آمده؛
ولی حالا . . .
قبل آن پیچ و بعد از سه راهی
و زیر چهار سو و سر گذر،
باید بایستد و نفس تازه کند.
دیدگاه ها (۶)

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

مرد بی رحم

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۸: انفرادیجونگ‌کوک نفس عمیقی کشید، هرچند ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

ستاره های بی رحم:( پارت ۲

Psycho killer(قاتل روانی)Part 17بعدم اجوما به ات گفت بیاد ت...

جلوی آینه ایستاده ای دست در لای موهایت و تاری سپید را نشانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط