{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پر غرور می رفت..

پر غرور می رفت..
طوری که انگار ،
همه صف کشیده بودند برای داشتنش
آخرین باری که دیدمش
او از تنهایی دق کرده بود...
#لیشاو #لالیشاو
دیدگاه ها (۱۲)

همه غمگین بودند؛ زیرا هیچکس، هیچکس را دوست نداشت.همه غمگین ب...

تنها بدیش این بود که خیلی خوب بود!بعضی از آدم‌ها انقدر خوب ه...

مرگ هم چیز عجیبیه‌ها. یه نفر بوده بعد یهو دیگه نیست. یعنی نه...

‏از نظر روحی احتیاج دارم رو صندلی حیاط آسایشگاه روانی نشسته ...

آخرین بوسـہ چشماش رو به چشمای معشوقش دوخت…انگار برای چند ثان...

همیشه تو را از دور نگاه می‌کردم، از پشتِ دیوار.انگار به تماش...

گفت بعد از من به دنبال کسی دیگر بگردکاش بعد از رفتن او پای گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط