یه بار یه مرده زنگ زد خونمون، من برداشتم. با یه لحن جدی گ
یه بار یه مرده زنگ زد خونمون، من برداشتم. با یه لحن جدی گفت :سلام، روز بخیر من جعفری هستم! منم فک کردم مزاحمه گفتم :خوشبختم، منم ریحون هستم!!! بعد فهمیدم یارو از بانک زنگ زده و با بابام کار داشته!!
اینقد ضایع شدم که نگو!!!!!
منو میگی!!
اینقد ضایع شدم که نگو!!!!!
منو میگی!!
- ۲.۰k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط