{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم با دختره چت میکردم اومدم بحث و به حرفای خاک برسری ب

داشتم با دختره چت میکردم اومدم بحث و به حرفای خاک برسری بکشونم …

گفتم امشب شب جمعست ها ا ا ا ا






دختره گفت : آره خدا رفتــگان شمارو هم رحـمـت کنه ! ! !
یعنی همه
اجدادم یهویی باهم بهم گفتندهرچی خاک ماست تواون سرت
دیدگاه ها (۲)

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣـﺪﻩ ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ: ﻫﻮﺭﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻭﺱ ﭘﺴﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ...

ی نفر هست که وقتی پستامو لایک میکنه ضربان قلبم میره رو هزااا...

ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﻼﯾﻦ ﻫﺴﺘﻦ؛ ﺍﻣﺎ ﻧﻪ ﭘﺴﺖ، ﻧﻪ ﮐﺎﻣﻨﺖ، ﻧﻪ ﻻﯾﮏ ﻣﯽ ﺯﻧﻦ!!!...

ﯾﻪ ﺣﺪﯾﺚ ﺩﺍﺭﯾﻢ ..................‌ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﮐﺮﺩ ﺭﻓﺖ!!!ﺧﯿﻠ...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

three hearts, one love

True Love⑤یک ساعت بعدتهیونگ: چرا خوشحالی؟ لیا: نمیدونم حس خو...

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

یونگی ویو اومدم نشستم دیدم اون دختره ا/ت با دهن باز بهم خیره...

فیک تهیونگ

مافیای من

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط