{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ²⁴
+ ( صدای شلیک گلوله تو سرم پیچید نگاهی شاکی به کوک کردم که داشت سمتم میومد نگاهم رو ازش گرفتم و به جنازه روی زمین خیره شدم )
+ ت ت تو الان این کارو کردی
_ آره
+ چرا ( داد )
( در حال باز کردن لارا از صندلی )
+ با توم هر چی میگفت راست می‌گفت!
_ راسته برت می‌میگردونم عمارت پیش خواهرت
+ ( بدونه هیچ حرفی ازش فاصله گرفتم از اون خرابه بیرون زدم صدای قدم های کوک که داشت از پشت سر میومد به گوش می‌رسید ماشین جلوی خرابه پارک شده بود توی ماشین هم بدونه این که حرفی بینمون رد و بدل بشه گذشت به عمارت جئون رسیدم وارد عمارت شدم کسی نبود خب حقم داشتن همه خواب بودن .

۳۰ مین بعد

+( بعد از یه دوش توی تخت رفتم و چشمام گرم خواب شد )

فلش بک به یک ماه بعد

_ از اون شب تاحالا دیگه باهام حرف نزده
هیونگ : حقم داره جلو چشمش که آدم کشتی هیچ بهت اول گفتم بهش بگو چه کاره ای چه عوضی شششششش گوش نکردی
_ قرار بود ازش جداشم
هیونگ: خب به کجا رسیدی ؟
_ میگم کارت خیلی خوبه داری نمک میریزی رو زخمم
هیونگ : دوسش داری ؟
_ خیلی بچس


متسفم دو روز بد جور سرما خوردم نتونستم براتون پارت جديد رو بزارم و زیاد پارت رو ادامه بدم 😞😞😞😞😞😞😞
دیدگاه ها (۲۵)

پارت ²⁵+( ساعت ۴ صبح بود از کوک خبری نبود دیر وقته نمیتونم ب...

پارت ²⁶+( صدای باز شدن در اتاق اومد ولی چرا قفلش کرد ؟ برقا ...

پارت ²³ویو لارا مردی با هیکل گنده و صورت پوشیده نزدیکم شد با...

پارت ²²ویو ۳۰ دقیقه قبل + داشتم از گرسنگی میمردم تمام توانم...

پارت ۱۰ ویو ا / ت تو بغلش بودم که یکدفعه صدای تیر تفنگ بلند...

خونآشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط