I need you're body
I need you're body
part 17
ویو نیلا
دیدم جلو امارتیم
گفت
ک. همینجا بشین نبینم پایین شدی
منم لج کردم و زود تر از اون پایین شدم داشتم در ماشین رو میبستم که گفت
ک. مگه نگفتم صبر کن
به نشونه نفهمیدم شونه هامو بالا دادم و خندیدم که اونم خندید گفت
ک. حالا که اینجور شد در رو برات باز نمیکنم
ن. نهههههه نه اشتباه کردم
خندید و گفت تو برو تو من باید برم یکجایی کار دارم
ن باش راستی بابت گوشی هم ممنون
ک. خواهش حالا برو تو دیگه
ن . تو اول برو
ک. تو اول برو
ن. نه تو برو
ک. گفتم اول تو برو
ن. گفتم که نمیخوام تو اول برو
یه چند دقیقه نگاهی بهم کرد و منو برآید استایل بغل کرد و برد تو امارت
ک. گفتم که تو اول برو
ن. گگگگگ
ک. کیوت خدافظ
ن. بای بای
بعدش هم جومونگ رفت
من هم خسته بودم و رفتم که بخوابم لباسام رو عوض کردم ارایمشو پاک کردم و روتینم رو انجام دادم و خودم رو پرت کردم رو تخت
یک ساعتی میشد که خوابیده بودم و با صدای اجوما بیدار شدم
اجوما . بلند شو عزیزم میکاپ ارتیستمون اومدم
ن. کی اومده(خوابالو)
اجوما. میکاپ ارتیستتون
ن. باش العان بلند میشم بلند شدم و از تخت اومدم پایین اجوما هم رفتم تا به همون خانم میکاپ آرتیست بگه بیاد من هم تو اون فرصت تختم رو مرتب کردم و دست و صورتم رو شستم داشتم از در دست شویی میومدم بیرون که دیدم یه خانمی داره در میزنه گفتم بیاد تو (علامت میکاپ آرتیست م هست )
م. سلام من میکاپ ارتیستتون هستم به من گفتن که بیام اینجا
ن. بله درست اومدید
و بعد من رو صندلی اینه اتاقم نشستم و اون کارش رو شروع کرد و آخر هم که داشت موهام رو درست میکرد گفت
م. من همیشه آرزو داشتم موهایی مثل شما داشته باشم
ن. او عزیزم ولی مراقبت ازشون کار آسونی نیستا( درکت میکنم چون موهای خودم هم فره)
بعد جفتمون خندیدیم و کارش رو تموم کرد و بعد با هم خداحافظی کردیم و من بلد شدم که خودم رو نزاره کنم که خوب شده بودم رفتم سمت کمدم تا لباسم رو بپوشم و برش داشتم و پوشیدم عطر زنونه زدم ولی یادم رفت کفش هامو پام کنم رفتم پایین دیدم کوک جلو کافه بار هستم و داره ساعتشو میبنده پیراهن مشکی و شلوار پارچه ای پوشیده بود خیلی بهش میومد و جذاب شده بود من هم صداش زدم و گفتم
ن. جومونگ سلام
ک. او چه خوشگل خانمی ولی لباست اصلا خوب نیست فقط یه تیکه پارچس
ن. خب که چی حالا بعدش هم خودت راضی شدی که اینو بخرم
ک. حالا اشکالی نداره چون با خودمی
ن. میدونم بریم دیگه دیر میشه
ک. با این کفش ها میخوای بری(دمپایی راحتی پاشه)
ن. آخ حواسم نبود بزار برم کفش هامو بیارم
ک. نه صبر کن من میارم
ن. باش برو بیار
رفت و بعد از چند دقیقه برگشت با کفش های لوییویتون تو دستش اومد کفش هامو
پام کرد موقع پوشیدن اون یکی کفشم تعادلم بهم خورد و دستم رو گذاشتم رو شونش سریع دستم رو برداشتم و به یه نقطه نا معلوم که دوباره چشم تو چشم نشیم بعدش با هم به سمت همون لوکیشن حرکت کردیم وقتی رسیدم باید از بین اون همه خبر نگار رد میشدیم و کلی دوربین بود دورمون و بد تر از همه باید جوری رفتار میکردیم که انگار زوجیم خخخخخدددددداااااایییییاااااا
دیگه دستم رو دور دست کوک حلقه کردم و راه افتادیم دوربین ها عکس میگرفتن بلاخره بعد از یک مسیر طولانی به سالن اصلی رسیدیم تقریبا میشه گفت همه آیدل ها بودن به سمت یک میزی رفتیم و که دوست های جومونگ و دوست دختر هاشون هم بودن رفتیم همه افراد سر میز بلند شدن و سلام کردن
تهیونگ . نمیخوای این خانم خوشگل رو به ما معرفی کنی
جیمین . تعریفو زیاد شنیدم ولی بیشتر از تعریف هات خوشگلی
اینو که گفت دوست دخترش یه دستی بهش زد و چشم غره ای هم رفت منم گفتم
ن . اینجوری نگید خجالت میکشم
بعدش نشستیم طول مراسم اتفاق خاصی نیوفتاد و یکسری افراد میرفتن رو استیج صحبت میکردن و بعضی ها هم میومون و به جومونگ و دوستاش دست میدادن تا این که یکی اومد جلو و یه نگاه عجیبی بهم میکرد و جومونگ تا چشمم به اون مرد خورد دستش رو دور کمرم گذاشت و من رو پیش خودم کشوند بهش چسبیده بودم که اون مرد اومد نزدیک و گفت
آقا. بهبه جناب جئون خودت که امشب زیاد تعریفی نداری و این ولی این خانم محترم محشره
ن. ممنون شما لطف دارید
دستش رو به سمتم دراز کردو من هم خواستم دست بدم ولی جومونگ مچم رو گرفت و نزاشت دست بدم من هم چشم غره ای بهش رفتم ولی اون بی توجه به من به او آقا هه گفت
ک. اگر فکر هایی به سرت بزنه میکشمت جناب لمپارد
پس اسمش اینه لَمپارد یه لبخند از رو تمسخر زد و گفت
لمپارد . به دورد جناب جئون شما همین طور مادمازل
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
این پارت هدیه صد تایی شدنمون
حمایت کنید قشنگا
part 17
ویو نیلا
دیدم جلو امارتیم
گفت
ک. همینجا بشین نبینم پایین شدی
منم لج کردم و زود تر از اون پایین شدم داشتم در ماشین رو میبستم که گفت
ک. مگه نگفتم صبر کن
به نشونه نفهمیدم شونه هامو بالا دادم و خندیدم که اونم خندید گفت
ک. حالا که اینجور شد در رو برات باز نمیکنم
ن. نهههههه نه اشتباه کردم
خندید و گفت تو برو تو من باید برم یکجایی کار دارم
ن باش راستی بابت گوشی هم ممنون
ک. خواهش حالا برو تو دیگه
ن . تو اول برو
ک. تو اول برو
ن. نه تو برو
ک. گفتم اول تو برو
ن. گفتم که نمیخوام تو اول برو
یه چند دقیقه نگاهی بهم کرد و منو برآید استایل بغل کرد و برد تو امارت
ک. گفتم که تو اول برو
ن. گگگگگ
ک. کیوت خدافظ
ن. بای بای
بعدش هم جومونگ رفت
من هم خسته بودم و رفتم که بخوابم لباسام رو عوض کردم ارایمشو پاک کردم و روتینم رو انجام دادم و خودم رو پرت کردم رو تخت
یک ساعتی میشد که خوابیده بودم و با صدای اجوما بیدار شدم
اجوما . بلند شو عزیزم میکاپ ارتیستمون اومدم
ن. کی اومده(خوابالو)
اجوما. میکاپ ارتیستتون
ن. باش العان بلند میشم بلند شدم و از تخت اومدم پایین اجوما هم رفتم تا به همون خانم میکاپ آرتیست بگه بیاد من هم تو اون فرصت تختم رو مرتب کردم و دست و صورتم رو شستم داشتم از در دست شویی میومدم بیرون که دیدم یه خانمی داره در میزنه گفتم بیاد تو (علامت میکاپ آرتیست م هست )
م. سلام من میکاپ ارتیستتون هستم به من گفتن که بیام اینجا
ن. بله درست اومدید
و بعد من رو صندلی اینه اتاقم نشستم و اون کارش رو شروع کرد و آخر هم که داشت موهام رو درست میکرد گفت
م. من همیشه آرزو داشتم موهایی مثل شما داشته باشم
ن. او عزیزم ولی مراقبت ازشون کار آسونی نیستا( درکت میکنم چون موهای خودم هم فره)
بعد جفتمون خندیدیم و کارش رو تموم کرد و بعد با هم خداحافظی کردیم و من بلد شدم که خودم رو نزاره کنم که خوب شده بودم رفتم سمت کمدم تا لباسم رو بپوشم و برش داشتم و پوشیدم عطر زنونه زدم ولی یادم رفت کفش هامو پام کنم رفتم پایین دیدم کوک جلو کافه بار هستم و داره ساعتشو میبنده پیراهن مشکی و شلوار پارچه ای پوشیده بود خیلی بهش میومد و جذاب شده بود من هم صداش زدم و گفتم
ن. جومونگ سلام
ک. او چه خوشگل خانمی ولی لباست اصلا خوب نیست فقط یه تیکه پارچس
ن. خب که چی حالا بعدش هم خودت راضی شدی که اینو بخرم
ک. حالا اشکالی نداره چون با خودمی
ن. میدونم بریم دیگه دیر میشه
ک. با این کفش ها میخوای بری(دمپایی راحتی پاشه)
ن. آخ حواسم نبود بزار برم کفش هامو بیارم
ک. نه صبر کن من میارم
ن. باش برو بیار
رفت و بعد از چند دقیقه برگشت با کفش های لوییویتون تو دستش اومد کفش هامو
پام کرد موقع پوشیدن اون یکی کفشم تعادلم بهم خورد و دستم رو گذاشتم رو شونش سریع دستم رو برداشتم و به یه نقطه نا معلوم که دوباره چشم تو چشم نشیم بعدش با هم به سمت همون لوکیشن حرکت کردیم وقتی رسیدم باید از بین اون همه خبر نگار رد میشدیم و کلی دوربین بود دورمون و بد تر از همه باید جوری رفتار میکردیم که انگار زوجیم خخخخخدددددداااااایییییاااااا
دیگه دستم رو دور دست کوک حلقه کردم و راه افتادیم دوربین ها عکس میگرفتن بلاخره بعد از یک مسیر طولانی به سالن اصلی رسیدیم تقریبا میشه گفت همه آیدل ها بودن به سمت یک میزی رفتیم و که دوست های جومونگ و دوست دختر هاشون هم بودن رفتیم همه افراد سر میز بلند شدن و سلام کردن
تهیونگ . نمیخوای این خانم خوشگل رو به ما معرفی کنی
جیمین . تعریفو زیاد شنیدم ولی بیشتر از تعریف هات خوشگلی
اینو که گفت دوست دخترش یه دستی بهش زد و چشم غره ای هم رفت منم گفتم
ن . اینجوری نگید خجالت میکشم
بعدش نشستیم طول مراسم اتفاق خاصی نیوفتاد و یکسری افراد میرفتن رو استیج صحبت میکردن و بعضی ها هم میومون و به جومونگ و دوستاش دست میدادن تا این که یکی اومد جلو و یه نگاه عجیبی بهم میکرد و جومونگ تا چشمم به اون مرد خورد دستش رو دور کمرم گذاشت و من رو پیش خودم کشوند بهش چسبیده بودم که اون مرد اومد نزدیک و گفت
آقا. بهبه جناب جئون خودت که امشب زیاد تعریفی نداری و این ولی این خانم محترم محشره
ن. ممنون شما لطف دارید
دستش رو به سمتم دراز کردو من هم خواستم دست بدم ولی جومونگ مچم رو گرفت و نزاشت دست بدم من هم چشم غره ای بهش رفتم ولی اون بی توجه به من به او آقا هه گفت
ک. اگر فکر هایی به سرت بزنه میکشمت جناب لمپارد
پس اسمش اینه لَمپارد یه لبخند از رو تمسخر زد و گفت
لمپارد . به دورد جناب جئون شما همین طور مادمازل
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
این پارت هدیه صد تایی شدنمون
حمایت کنید قشنگا
- ۱۳.۰k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط