I need youre body
I need you're body
part 15
من هم با ذوق به سمتشون رفتم گل رو برداشتم یه کوچولو سنگین بود و بوشون کردم واقعا بو بهشت میداد بعد رو کردم به جومونگ گفتم
ن. اینا واقعا بو بهشت میدن
با تعجب بهم نگاه کرد و گفت
بهشت چیه
ن. او هیچی خیلی قضیش طولانیه و خرافاتیه
ک. او که اینطور
بعدش من هم رفتم سراغ خرس خیلی بزرگ بود و گودی گودی بود خرس رو که برداشتم متوجه یه باکس سفید شدم نگاهی به جومونگ کردم و باحالت بچه گونی ای گفتم
ن. مال منه
ک. بله
بعد دوباره خر ذوق شدم و خرس رو گذاشتم رو صندلی و رفتم در باکس رو با احتیاط برداشتم و بعد از دیدن اون همه شیر کاکائو ( اگر شیر کاکائو ها رو بدون من بخوری گریه میکنم ) خودمو عین اینایی که غش کردن خودمو انداختم رو تخت و با دستام خودمو تند تند باد میزدم دیدم جومونگ اومد جلو و با لبخند بهم گفتم
ک. نمردی که
ن. نه هنوز زنده
بعدش بلند شدم و از رو تخت پریدم تو بغلش و موهاشو بهم ریختم
ک. حالا آشتی ؟
ن. حالا آشتیم
بعد از بغلش اومد پایین و گفت
فردا شب یه مهمونی دعوتیم و تو هم باید بیای
ن. اقااااا جومونگ عزیزم منو چرا وسط میکشی آخه من چه کارم (مثل اینکه یادتون رفته بچه ایرانیه)
ک. دیگه مجبور شدم و باید نقش دوست دخترم رو بازی کنی
ن . چرا من باید همچین کاری کنم
ک. به دو دلیل یک من میگم و دو برای امنیت خودته و اینکه من جونگ کوک هستم نه جومونگ
ن. به یه شرطی میام
ک. چه شرطی
ن. گوشیمو بهم پس بدی با سیم کارت
ک. گوشیتو بهت میدم وای با سیمکارت خودم
ن. خب اونجوری من نمیتونم زنگ بزنم آقای جومونگ
ک. به من که میتونی
ن. خیله خب فقط گوشیرو بده
ک. فردا یه گوشی ی نو میخوریم
ن. ججججوووووومممممموووووونننننگگگگگگ
ک. نچ نچ نچ جونگ کوک درستشه
ن. راستی لباس هم میخوام
ک. حله فردا میریم بیرون هرچی خواستی بخر
ن. ههوووورررررااااا میریم سئول گردی دستی رو سرم کشید و گفت
ک . شبت بخیر جوجه
ن. توهم شبت بخیر خروس
جفتمون خندیدیم و اون از اتاق رفت و من هم رفتم گل رو گذاشتم و خرس رو هم گذاشتم رو تخت و باکس هم زیر تخت که یه وقت کسی نخورتشون و رفتم و خوابیدم
فردا صبح ویو نیلا ساعت نه
از خواب پاشدم قیافم خیلی آشفته بود ولی زیاد اهمیت ندادم و رفتم پایین صبحانه رو میز بود و اجوما بهم صبح بخیر گفت من هم جوابشو دادم
بعد گفتم جومونگ کجائه
اجوما. رفتن بیرون و گفتن بهتون بگم که ساعت های دو و سه بعد از ناهار آماده شید میاد دنبالتون که بردید خرید
ن. باشه
بعدش رفتم دست و صورتم رو شستم و موهام رو بالا بستم صبحانه مو خوردم و تلویزین رو روشن و فیلم دیدم تا ساعت نزدیک های ظهر بود ناهار یه چیزی خوردم که فکر کنم اسمش جاجامیونگ بود خوشمزه بود و رفتم که آماده شم رفتم حموم و یه دوش چهل مینی گرفتم و اومدم بیرون لوازم آرایشی کمی داشتم اینم از اجوما گرفته بودم و شروع کردم به آرایش کردن یه آرایش لایت کردم و به کراپ عروسکی سفید با شلوار لی بگ پوشیدم و موهام و فر کردم و باز گذاشتم کفش هامو داشتم میپوشیدم که اجوما گفت
آقای جئون اومدن دنبالتون
ن. باشه العان میرم
خوشگلا میخوام ببینم چقدر باهام همکاری میکنید
همه تو کامنتا بنویسید کلیلیلیلیلیلیلیلیلی
part 15
من هم با ذوق به سمتشون رفتم گل رو برداشتم یه کوچولو سنگین بود و بوشون کردم واقعا بو بهشت میداد بعد رو کردم به جومونگ گفتم
ن. اینا واقعا بو بهشت میدن
با تعجب بهم نگاه کرد و گفت
بهشت چیه
ن. او هیچی خیلی قضیش طولانیه و خرافاتیه
ک. او که اینطور
بعدش من هم رفتم سراغ خرس خیلی بزرگ بود و گودی گودی بود خرس رو که برداشتم متوجه یه باکس سفید شدم نگاهی به جومونگ کردم و باحالت بچه گونی ای گفتم
ن. مال منه
ک. بله
بعد دوباره خر ذوق شدم و خرس رو گذاشتم رو صندلی و رفتم در باکس رو با احتیاط برداشتم و بعد از دیدن اون همه شیر کاکائو ( اگر شیر کاکائو ها رو بدون من بخوری گریه میکنم ) خودمو عین اینایی که غش کردن خودمو انداختم رو تخت و با دستام خودمو تند تند باد میزدم دیدم جومونگ اومد جلو و با لبخند بهم گفتم
ک. نمردی که
ن. نه هنوز زنده
بعدش بلند شدم و از رو تخت پریدم تو بغلش و موهاشو بهم ریختم
ک. حالا آشتی ؟
ن. حالا آشتیم
بعد از بغلش اومد پایین و گفت
فردا شب یه مهمونی دعوتیم و تو هم باید بیای
ن. اقااااا جومونگ عزیزم منو چرا وسط میکشی آخه من چه کارم (مثل اینکه یادتون رفته بچه ایرانیه)
ک. دیگه مجبور شدم و باید نقش دوست دخترم رو بازی کنی
ن . چرا من باید همچین کاری کنم
ک. به دو دلیل یک من میگم و دو برای امنیت خودته و اینکه من جونگ کوک هستم نه جومونگ
ن. به یه شرطی میام
ک. چه شرطی
ن. گوشیمو بهم پس بدی با سیم کارت
ک. گوشیتو بهت میدم وای با سیمکارت خودم
ن. خب اونجوری من نمیتونم زنگ بزنم آقای جومونگ
ک. به من که میتونی
ن. خیله خب فقط گوشیرو بده
ک. فردا یه گوشی ی نو میخوریم
ن. ججججوووووومممممموووووونننننگگگگگگ
ک. نچ نچ نچ جونگ کوک درستشه
ن. راستی لباس هم میخوام
ک. حله فردا میریم بیرون هرچی خواستی بخر
ن. ههوووورررررااااا میریم سئول گردی دستی رو سرم کشید و گفت
ک . شبت بخیر جوجه
ن. توهم شبت بخیر خروس
جفتمون خندیدیم و اون از اتاق رفت و من هم رفتم گل رو گذاشتم و خرس رو هم گذاشتم رو تخت و باکس هم زیر تخت که یه وقت کسی نخورتشون و رفتم و خوابیدم
فردا صبح ویو نیلا ساعت نه
از خواب پاشدم قیافم خیلی آشفته بود ولی زیاد اهمیت ندادم و رفتم پایین صبحانه رو میز بود و اجوما بهم صبح بخیر گفت من هم جوابشو دادم
بعد گفتم جومونگ کجائه
اجوما. رفتن بیرون و گفتن بهتون بگم که ساعت های دو و سه بعد از ناهار آماده شید میاد دنبالتون که بردید خرید
ن. باشه
بعدش رفتم دست و صورتم رو شستم و موهام رو بالا بستم صبحانه مو خوردم و تلویزین رو روشن و فیلم دیدم تا ساعت نزدیک های ظهر بود ناهار یه چیزی خوردم که فکر کنم اسمش جاجامیونگ بود خوشمزه بود و رفتم که آماده شم رفتم حموم و یه دوش چهل مینی گرفتم و اومدم بیرون لوازم آرایشی کمی داشتم اینم از اجوما گرفته بودم و شروع کردم به آرایش کردن یه آرایش لایت کردم و به کراپ عروسکی سفید با شلوار لی بگ پوشیدم و موهام و فر کردم و باز گذاشتم کفش هامو داشتم میپوشیدم که اجوما گفت
آقای جئون اومدن دنبالتون
ن. باشه العان میرم
خوشگلا میخوام ببینم چقدر باهام همکاری میکنید
همه تو کامنتا بنویسید کلیلیلیلیلیلیلیلیلی
- ۱۱.۵k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط