{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای عشق نگفتی که چرا فکر فراری؟

ای عشق نگفتی که چرا فکر فراری؟
دردست بگویی که مرا دوست نداری

مشکل بتوانم ز تو من دل بکنم دوست
این چیست دراین عمق وجودم‌ که تو داری

عمیریست که من دلخوش و در حسرتِ انم
من دایره باشم تو به ان نقطه گذاری

گفتم به تو یادت نرود قول و‌قرارت
با خنده بگفتی چه قراری چه مداری

شیرازه ی این عشق فرو ریخت دگر،،پس
بیهوده چرا میکنم این ناله و زاری

حیف است بمیرم من از این درد جدایی
ای عشق نگفتی که چرا فکر فراری؟
دیدگاه ها (۰)

من از تبار تیشه‌ام ، با من غمی هست در ریشه‌ام احساس درد مبهم...

مستیم و ساز بی خبری ساز کرده‌ایمغم را به حیله از سر خود باز ...

سر+و+کله+ی+عشق+که+پیدا+می+شود،بهمن+ترین+ماه+سال+همبوی+بهارنا...

✨گاهي+پشتت+را+بكن+به+همه+ي+آدمهاي+دنيا+و+لَم+بده...كور+شو......

طوری سخن می‌گویی که انگار می‌خواهی مرا رها کنی،و طوری جزیات ...

پارت ۹(اسلاید دوم خونه یونگی)ویو این سوک:رفتم بیرون یکم مواد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط