پارت
پارت20
از طرف اریکا: هنوز یه در دیگه مونده بود وای خیلی این شدم احساس کردم میخوام بالا بیارم
جونگ کوک : دیدم اریکا یجوری شده ازش پرسیدم
هی مردنی چرا این شکلی شدی
اریکا: من هیچیم نیست به منم نگو مردنی
جونگ کوک: نه تو یچیزیت شده بگو انگار میخوای بالا بیاری حالت خوب نیست؟؟؟؟؟؟
اریکا: خب اره حالم داره بهم میخوره
ولی نه من میتونم من تا دارم درم رفتم
جونگ کوک :میتونی از مسابقه بری بیرون بجات من میدئم
اریکا: نخیررررم من نمیزارم بعدا پشتم منت بزاری خودم میبرم فهمیدییی دیگه انقدرم باهام حرف نزن زیاد نمیتونم صحبت کنم اونم با تویه نچسب
جونگ کوک :عجب پس که اینطور باشه اصلا برو درک خوبیم بهت نیومده انقدر بدو تا بمیری مردنی
اریکا:😒
دیگه دوییدم با هزار بدبختی مسابقه تموم شد و ما یعنی منو کوک بردیم
جونگ کوک : وقتی بردیم میخواستم بهش تبریک بگم اما دیدم لیاقت تبریک گفتنو نداره
از طرف جیهیو و تهیونگ : بردنننننن وایییی گروهمون برد یهو پریدن بغل هم
جیهیو: نفهمیدن چیشد که همو بغل کردیم
تهیونگ: یهو اومد بغلم کرد واد فاز ؟؟
یهو با سرعت از هم جدا شدیمو
جیهیو: خب من معذرت میخوام از خوشحالی یهو
ته: باشه باشه اگه میخوای بهم بچسبی میگفتی خودم بغلت میکردم
جیهیو: چییی؟؟ پسره ی پرو تو ادم نمیشی لیاقت معذرتم نداری بیخودی معذرت خواستم
ایکبیری
ته: اسمممم تهیونگه تهیونگ نه ایکبیری
جیهیو: ولی من دوست دارم اینجوری صدات کنم
اریکا و کوک: بسهههههه ما یه ساعته بردیم و داریم شما رو نگاه میکنم بعد یه سره دارید بحث میکنید .
جیهیو: بحث و اون شروع کرد
تهیونگ: عه چقدر دروغگویی تو
جیهیو: من؟؟
اریکا: بسههههه دیگه بسهههه یه سره دارید دعوا میکنید اهه
بعد اریکا رفت اونور
جیهیو: یه نگاه به جونگ کوک و تهیونگ کردم و گفتم ایکبیری ها
جونگ کوک : به من چه ربطی داره ای خدا
از طرف اریکا: هنوز یه در دیگه مونده بود وای خیلی این شدم احساس کردم میخوام بالا بیارم
جونگ کوک : دیدم اریکا یجوری شده ازش پرسیدم
هی مردنی چرا این شکلی شدی
اریکا: من هیچیم نیست به منم نگو مردنی
جونگ کوک: نه تو یچیزیت شده بگو انگار میخوای بالا بیاری حالت خوب نیست؟؟؟؟؟؟
اریکا: خب اره حالم داره بهم میخوره
ولی نه من میتونم من تا دارم درم رفتم
جونگ کوک :میتونی از مسابقه بری بیرون بجات من میدئم
اریکا: نخیررررم من نمیزارم بعدا پشتم منت بزاری خودم میبرم فهمیدییی دیگه انقدرم باهام حرف نزن زیاد نمیتونم صحبت کنم اونم با تویه نچسب
جونگ کوک :عجب پس که اینطور باشه اصلا برو درک خوبیم بهت نیومده انقدر بدو تا بمیری مردنی
اریکا:😒
دیگه دوییدم با هزار بدبختی مسابقه تموم شد و ما یعنی منو کوک بردیم
جونگ کوک : وقتی بردیم میخواستم بهش تبریک بگم اما دیدم لیاقت تبریک گفتنو نداره
از طرف جیهیو و تهیونگ : بردنننننن وایییی گروهمون برد یهو پریدن بغل هم
جیهیو: نفهمیدن چیشد که همو بغل کردیم
تهیونگ: یهو اومد بغلم کرد واد فاز ؟؟
یهو با سرعت از هم جدا شدیمو
جیهیو: خب من معذرت میخوام از خوشحالی یهو
ته: باشه باشه اگه میخوای بهم بچسبی میگفتی خودم بغلت میکردم
جیهیو: چییی؟؟ پسره ی پرو تو ادم نمیشی لیاقت معذرتم نداری بیخودی معذرت خواستم
ایکبیری
ته: اسمممم تهیونگه تهیونگ نه ایکبیری
جیهیو: ولی من دوست دارم اینجوری صدات کنم
اریکا و کوک: بسهههههه ما یه ساعته بردیم و داریم شما رو نگاه میکنم بعد یه سره دارید بحث میکنید .
جیهیو: بحث و اون شروع کرد
تهیونگ: عه چقدر دروغگویی تو
جیهیو: من؟؟
اریکا: بسههههه دیگه بسهههه یه سره دارید دعوا میکنید اهه
بعد اریکا رفت اونور
جیهیو: یه نگاه به جونگ کوک و تهیونگ کردم و گفتم ایکبیری ها
جونگ کوک : به من چه ربطی داره ای خدا
- ۶۳.۷k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط