{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P4

P4
Red moon
ماه قرمز

ات ویو
که صدای جیغ شنیدم
ات: مامانننن ( عربده )
مامان ات همین جور داشت خفه میشد و انگار کسی دستش رو دور گردن مامان ات حلقه کرده و بود باعث خفه شدن شده
ات ویو
همین جور داشتم که داشتم میرفتم به مامانم کمک کنم ببینم چی شده که یک نفر هولم داد... و خوردم زمین
ناشناس این دفعه در واقعیت و ات نمیتونست ببینتش :دختر بهت گفتم تا نری و اون کار هایی که گفتم رو نکنی مادرت رو اذیت میکنیم یا ممکنه بکشمیش
ات : ولش کن لعنتییی باشه میرمممم ( داد)
ویو ناشناس
مادرش رو ول کردم و رفتم
مامان ات : صبح بخیر دختر چیزی شده؟ چرا رنگ و روت پریده
ات ویو
ودف شت یادش رفته حتما کار اوناس چون شنیده بودم خوناشام ها میتونن بعضی چیز ها رو از ذهن پاک کنن
ات:ام عام خواب بد دیدم
مامان ات : اوهوم باشه
ات :مامان میخام برم منطقه ججو میزاری؟
مامان ات : نه
ات ویو:مامانم داشت میگفت نه که یکدفعه صداش تغییر کرد و گفت آره
هیپنوتیزم؟
مامان ات : آره دخترم برو
ات ویو
آماده شدم و رفتم به منطقه ججو و ولی هیچ قبرست...ونی نبود از مردم پرس و جو کردم که گفتن یکم دور تره پس رفتم و آره اون قبرس..تون رو دیدم !!!
رفتم به قبر 666
تا اومدم قب..ر رو بکنم صدای
دیدگاه ها (۲۴)

P5 Red moonماه قرمزتا اومدم سنگ قبر رو بکنم دیدم زمین داره خ...

Red moon P6ماه قرمزات :یک ساعت؟ بدو دویدم و رفتم خونه ات وی...

گردنبندی که ات پیدا کرده بود......مثلا فک کنین تو خالی هست😑 ...

P3(Red moon)ماه قرمز رفتم تا بیشتر قبر رو بکنم که....جونگ کو...

سناریو چند پارتی کوک

part 5عشق پنهانجونگ کوک: اجومااا《 داد》اجوما: بلهجونگ کوک: گو...

part43 عشق پنهان《ویو ات》از بلندگو ها گفتن که تا چند دقیقه دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط