{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Red moon

Red moon
P6
ماه قرمز

ات :یک ساعت؟ بدو دویدم و رفتم خونه
ات ویو
رفتم ک بخوابم خوابیدم....
ناشناس: خوبه آفرین حالا این سنگ رو نگه دار
ات: خب
ناشناس : فردا سه‌شنبه ماه قرمز میشه
ات: چیییی؟
ناشناس : برو و شمع قرمز بخر و ی لباس قرمز شیک بخر
ات : چرا
ناشناس : بهت میگم عع
ات: باش رفتم بخرم
ات ویو
از خواب بیدار شدم رفتم که لباس و... بخرم
ات : مامان .... ماماننن کجایییی؟
مامان ات : تو کی هستی تو خونه من چکار میکنی هاااا؟؟؟؟؟
ات:مامان منم ات
مامان ات: من اصلا بچه دار نشدم چی میگی تو گمشو بیرون( داد)
ات :بیا اتاقم رو ببین (داد)

ات رفت اتاق رو نشون بده ولی ندید هیچ اتاقی نبود !
ات ویو
میدونم کار اوناس هق ولی اگه یکم منطقی باشم اون اصن مامان من نبود!
حالا هم که من رو یادش رفته پس باید برم دنیای خودم


ات رفت و لباس خرید و شمع خرید و گردنبند و سنگ هم توی جیبش بود و رفت سر قبر که خوابش برد
ناشناس : لباس رو بپوش شمع ها رو روشن کن و سنگ رو جوری بزار که روی گردنبند قرار بگیره و نور ماه به سنگ بتابه و منتظر بمون ماه قرمز شه
ات ویو
بیدار شدم و همه کار هایی ک گفته بود رو انجام دادم و منتظر موندم ک ماه قرمز شه
ات ویو
یا جد پی دی نیم 😐 ماه قرمز شد خب
حالا گردنبند رو میندازن گردنم
اینجا کجاست؟ (( خب بچه ها اسلاید اول کاور اسلاید دوم سنگ اسلاید سوم شمع ها و لباس ات و اسلاید چهارم گردنبند ات ک دیگه تو خالی نیست 😂💔)))
دیدگاه ها (۸)

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

پارت. ۳۱

.......//برده ی زیبا//........

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

رمان

پارت ۲۶

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط