{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالها برای تو نوشتم ،

سالها برای تو نوشتم ،
با قلبی پر از احساس . . . .
نوشتم تا شاید مرحمی باشد بر زخم هایم . . . .
این که خواندی یا نه ،
به گوشت رساندند یا نه ،
بماند برای بعد . . . .
فقط میخواهم بدانم ،
تو هم برای من چیزی نوشته ای . . . .؟
یا . . . .
این چه سوالی بود که کردم . . . . ؟
مطمینم نوشته ای . . . .
مگر میشود قلب من برای تو بتپد ،
ولی قلب تو برای دیگری . . . . ؟

#احمد_سلیمی
دیدگاه ها (۳)

خداجان حرفهایم را توی نیم ساعت باید برایتان بنویسم...خودتان ...

چند وقتیست همه دلگیرند از من ...دلیل میخواهند ...مدرک میخواه...

آهای کافه چی . . . .در این روزهای پر رفت و بی آمد ،ندیدی عزی...

برای تاثیر گذاشتن روی یک زن ،باید با او خندید . . .با او گری...

نامه نویسی

«کارما» ایستاده ام به تماشای تو. میخندی تو با دیگری. با لبخ...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط