{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز باران با ترانه میزند بر بام قلبم

باز باران با ترانه میزند بر بام قلبم
باز گریه عاشقانه میکنم یاد تو هر دم
با تو بودم ای پری روزی که عقل از من گریخت
گر تو هم از من گریزی وای بر احوال من
گلایه ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاه تو را از دور ببینم خوبِ خوب است حال من
با دوست عشق زیباست، با یار بی قراری
از دوست درد ماند از یار یادگاری
این مرام مادرم وای سیاهی کیستی
جیم جمالت که اصلا آدم موندن نیستی
نون نماز میت و سربسر خاک زنیم
دردامو حساب نکن امشبو مهمون منی
دل به دل راه نداشت این روزا ای وای من
تو چه میدونی شبا از حال بی تاب دلم
بودنت یه درده و نبودنت درد دگر
یکی نیست پرسد ازت چه کشیدی ای پسر ..
#مهراب...کاسه خون
دیدگاه ها (۱)

#دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم ...

روانشناسی بالینی رابطهبعضی چیزها راباید سروقت خودش داشته باش...

عاشقانه های شبنم

فیک تک پارتی ریحانه(یعنی نویسنده) امروز خیلی دلم درد میکنه ه...

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط