pain
#pain
#P¹⁹
صورتش مثل قبل نبود یه حالت مظلومی به خودش گرفته بود اروم زمزمه کردم«کیوت» اره جونگکوک یه بانی کوچولوی کیوت بود که خیلی کم میشد این روی کیوتش رو دید خودم به شخصه فقط دو یا سه بار دیدمش
وقتی شنید گفتم کیوت سرشو بالا آورد که یدفعه ل. بامون به هم برخورد کردن یکم تعجب کردم
جونگکوک با دستاش صورتمو قاب کرد و آروم ل. بامو بوسید
چشمام داشت بخاطر تعجب از کاسه در میومد
فشاری به ل.ب.ام آورد که منم همراهیش کنم
یه دستمو گذاشتم روی صورتش و یکی از دستامو گذاشتم روی کمرش و با بو. سه اش همراهی کردم
ل.باش بافته نرمی داشت هیچ وقت فکرشو نمیکردم که همچین بافت نرمی وجود داشته باشه
ل.ب پایینشو بین ل. بام گرفتم و م.ک زدم در مقابل جونگکوک ل. ب بالای منو گرفته بود و میب. وسید
به سختی تونستم زبونمو وارد ده.نش کنم و طعم.شو بچشم، وقتی زبونمو بردم داخله دهنش نا. له آرومی سر داد که بخاطر پیوند لبا. مون خفه شد
میتونستم قسم بخورم که این ل.با و این طعم خوده بهشته
بخاطر حسه خوبی که از بو.سه گرفته بودم ل.ب پایینشو گاز گرفتم و این مساوی شد با نا.له کمی بلند از قبلی که باز به خاطر پیوند لبا.مون خفه شد
جونگکوک کم کم دستشو از صورتم پایین آورد و به گردنم رسوند دستاش خیلی نرم و آرامشبخش بود میتونستم سره دستاش قسم بخورم حسی که اون با لم.سه دستاش بهم میداد هیچ کس یا هیچ چیز نمیتونست بده
دستاشو اروم اروم پایین تر برد و دو تا دکمه اولمو باز کرد و دستشو به ب.دنم کشید و بازم نا.له ی خفه ای سر داد دستشو از روی پیراهنم رد کرد و پایین تر کشید و در همین هنگام لب.امو محکم تر از قبل بو.سید انگار که نمیتونست سیر بشه، دستشو پایین تر کشید و رسید به شلوارم خواست از روی شلوار عضومو حس کنه که یدفعه در باز شد و یکی گفت
...: شماها دارید چیکار میکنید؟
یدفعه با هین بلندی از خواب پریدم
جهت اطلاعتون بگم از اونجایی که اون ستاره رو گذاشته بودم تو پارت های قبلی تا اینجا خواب 🥰😝
#P¹⁹
صورتش مثل قبل نبود یه حالت مظلومی به خودش گرفته بود اروم زمزمه کردم«کیوت» اره جونگکوک یه بانی کوچولوی کیوت بود که خیلی کم میشد این روی کیوتش رو دید خودم به شخصه فقط دو یا سه بار دیدمش
وقتی شنید گفتم کیوت سرشو بالا آورد که یدفعه ل. بامون به هم برخورد کردن یکم تعجب کردم
جونگکوک با دستاش صورتمو قاب کرد و آروم ل. بامو بوسید
چشمام داشت بخاطر تعجب از کاسه در میومد
فشاری به ل.ب.ام آورد که منم همراهیش کنم
یه دستمو گذاشتم روی صورتش و یکی از دستامو گذاشتم روی کمرش و با بو. سه اش همراهی کردم
ل.باش بافته نرمی داشت هیچ وقت فکرشو نمیکردم که همچین بافت نرمی وجود داشته باشه
ل.ب پایینشو بین ل. بام گرفتم و م.ک زدم در مقابل جونگکوک ل. ب بالای منو گرفته بود و میب. وسید
به سختی تونستم زبونمو وارد ده.نش کنم و طعم.شو بچشم، وقتی زبونمو بردم داخله دهنش نا. له آرومی سر داد که بخاطر پیوند لبا. مون خفه شد
میتونستم قسم بخورم که این ل.با و این طعم خوده بهشته
بخاطر حسه خوبی که از بو.سه گرفته بودم ل.ب پایینشو گاز گرفتم و این مساوی شد با نا.له کمی بلند از قبلی که باز به خاطر پیوند لبا.مون خفه شد
جونگکوک کم کم دستشو از صورتم پایین آورد و به گردنم رسوند دستاش خیلی نرم و آرامشبخش بود میتونستم سره دستاش قسم بخورم حسی که اون با لم.سه دستاش بهم میداد هیچ کس یا هیچ چیز نمیتونست بده
دستاشو اروم اروم پایین تر برد و دو تا دکمه اولمو باز کرد و دستشو به ب.دنم کشید و بازم نا.له ی خفه ای سر داد دستشو از روی پیراهنم رد کرد و پایین تر کشید و در همین هنگام لب.امو محکم تر از قبل بو.سید انگار که نمیتونست سیر بشه، دستشو پایین تر کشید و رسید به شلوارم خواست از روی شلوار عضومو حس کنه که یدفعه در باز شد و یکی گفت
...: شماها دارید چیکار میکنید؟
یدفعه با هین بلندی از خواب پریدم
جهت اطلاعتون بگم از اونجایی که اون ستاره رو گذاشته بودم تو پارت های قبلی تا اینجا خواب 🥰😝
- ۸۹
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط