{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اثر ماندگار

اثر ماندگار

دریکی از روستاها، پسر بچه ی شروری بود که دیگران را با حرف های زشتش خیلی ناراحت می کرد. روزی پدر جعبه ای پر از میخ به پسر داد و به او گفت: هر بار که کسی را با حرف هایت ناراحت کردی، یکی از این میخ ها را به دیوار طویله بکوب. روز اوّل پسرک بیست میخ به دیوار کوبید. پدر از او خواست که سعی کند تعداد دفعاتی را که دیگران را می آزارد، کم کند. پسرک تلاشش را کرد و تعداد میخ های کوبیده شده به دیوار کم تر و کم تر شد. یک روز پدرش به او پیشنهاد کرد هر بار که توانست از کسی بابت حرف هایش معذرت خواهی کند، یکی از میخ ها را از دیوار بیرون بیاورد. او گفت: بابا، امروز همه ی میخ ها را از دیوار بیرون آوردم. پدر، دست پسرش را گرفت و با هم به طویله رفتند. پدر نگاهی به دیوار انداخت و گفت: آفرین پسرم! کار خوبی انجام دادی، امّا به سوراخ های دیوار نگاه کن، دیوار دیگر مثل گذشته صاف و تمیز نیست. وقتی تو عصبانی می شوی و با حرف هایت دیگران را می رنجانی، آن حرف ها هم چنین آثاری بر انسان ها می گذارند.
دیدگاه ها (۱)

زغال های خاموش راکنار زغال های روشن میگذارندتا روشن شودچون ه...

صحرا صحرا دویده ام سرگردان از پی تودریا دریا گذشته ام در طوف...

گوهری بر سر بازارگاه می اندیشم که اگر گوهری را به عیان بر سر...

چه کسی میداند مرزهای جنون علی را ؟ مرزهایی که هیچ عقابی ره ب...

اما این پاسخ برای محمد پایان ماجرا نبود. سال گذشته، زمانی که...

🎬 نام فارسی: پسر دوک می‌گوید عاشقم نمی‌شود، اما غرق محبت‌ام ...

از ترس تا اعتمادpart: 4 ...

part :۲۰ویو ات:یک دفعه به صورت پسر مو طلایی نگاه کردم دیدم ا...

در دنیای سلطنت

پارت ۱|تاج و خونخب اینم پارت اول رمان جدیدمون که خیلیاتون در...

یه سیدراما جدید اومده اطلاعات سریال کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط