{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

که یکی از افرادش اومد رئیس همه جا پاکسازی شد

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴³


که یکی از افرادش اومد : رئیس همه جا پاکسازی شد

کوک جدی و سرد : کارتون بد نبود سریع جمع جور کنید حواستونو جمع کنید که گند نزنید
روشو به سمت ات و کرد و با لحن مهربون و لبخند : بریم عزیزم 

ات : باشه

رفتن داخل ماشین کوک،
ات و سومین عقب نشستن کوکم راندگی می کرد

ات : مطمعنی خوبی سومین ؟

سومین : برا بار هزارم ات خوبم

ات : ولی به نظرم بریم بیمارستان بهتره

سومین: نه نمی خواد فقط کوک منو برسون خونه که الان صدای شوهرم در میاد

کوک : باشه

جلو در خونه سومین

سومین پیاده شد ات هم پیاده شد می خواست با سومین بیاد که سومین گفت

سومین : کجا کجا بیا برو خونتون بعدشم برو حرف ها تو با کوک بزن

ات : نمی خوام اماده نیستم

سومین : برو ببینم بچه و ات رو هل داد سمت ماشین در جلو رو باز کرد ات رو سوار کرد درو بست یه چشمکم به کوک زد و کوکم با چشاش گفت ممنون

سومین : خب خداحافظ برین به سلامت

ات و کوک : خداحافظ

و حرکت کردن داخل ماشین کسی حرف نمی زد که ات شروع کرد

ات با عصبانیت ساختگی : چرا همه ی اموالتو به نام من کردی ؟ چرا این همه علاقه داری منو داخل دردسر بندازی اخه؟

کوک مظلوم : ببخشید فقط چون دوست دارم

ات : همین الان بریم همه اموالت به نامت کنم من حوصله دردسر ندارم این همه هم مشر*وب نخور سومین از دستت شکاره

کوک شیطون: سومین یا دوست سومین ؟

ات : فقط همونو شنیدی ؟

کوک : نه عشقم ببخشید چشم هرطور تو بخوای ولی رئیس خوبی هستی ها.😉

ات : نمی خوام رئیس باشم اوضاع شرکتتم درست کن کارمندات دارن عذاب می کشن شرکت باباتم رو هواست

کوک شیطون : اهوم می دونم اما قلب منم رو هواست پیش یه جوجه کوچولو ی ترسو گیره

ات :اولن من جوجه نیستم دومن ترسو نیستم

کوک خنده :پس الان هم قبول کردی عشق منی هم قبول کردی جوجه ی ترسویی ؟

ات لجباز : من جوجه ترسو نیستم

کوک : اهوم کی بود شبیه جوجه پشت من میومد و چسبیده بود به من و سومین تا از اون انبار بیایم بیرون

ات : واه خوب اون همه ادم مرده بود هر کی بود می ترسید از اینجا به بعد با کنایه بعدشم همه که مثل شما سنگدل نیستن یه جوجه رو بزنن و ازش کار بکشن

کوک زد کنار و چرخید سمت ات و گفت : ات من واقعا متاسفم قول می دم جبران کنم بخدا به اندازه کافی عذاب کشیدم

ات اون طرف نگاه کرد: فکر نکنم به اندازه من قلبت شکسته باشه

کوک😭: می دونم خیلی بد کردم باهات بخدا نادون بودم ولی بدون اگه بیشتر از تو عذاب نکشیده باشم کمتر از تو هم عذاب نکشیدم هر کاری باهات می کردم بخدا برا خودمم سخت بود اینکه ترو ببینم قربون صدقت نرم برام سخت بود در برابر کیوتیت تحمل کنم....

ات : مجبور نبودی اونجوری باهام رفتار کنی

کوک: هر کاری بگی می کنم ولی دیگه بدون تو نمی تونم

ات: هیچی
دیدگاه ها (۹)

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³ منم طبق معمول تن...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ همه کم کم رفتن خونه هاش...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴² عشقی که به اون...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴¹ دو تا از ادم های اون م...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴⁵ چند ماه بعد ات با...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³⁸ ات در ماشین باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط