{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک خدایا بهتره از این مغازه بیرون برم اره همین کارو میک

کوک: خدایا بهتره از این مغازه بیرون برم اره همین کارو میکنم پس گفتم : ممنون خانم برمی‌گردم
ات ویو:داشتیم میومدیم سر صندوق که حساب کنیم یهو دنبال کارتم گشتم اههه تو مغازه قبلی جا گذاشتم
ات: سوهو کارتو تو مغازه قبلی جا گذاشتم وایسا الان برمی‌گردم
سوهو:باشه برو
ات رفت
کوک ویو: امیدوارم اینجا نیاد داشتم به لباس عروس ها نگاه میکردم روزی که با ات اومدیم تا انتخاب کنیمشون حالا هم تو اون مغازه با یکی دیگه اومده (کوک عزیزم حرص نخور مبارمشون باشه تو ادمینو داری بیا منو بگیر خو 😁)حالا برم بیرون دیگه
که یهو با ات چشم تو چشم شدیم
ات:جونگ کوک؟
کوک:...
ات: اووو بزار بپرسم کو عشقت ؟
کوک بغض کرد
ات:نکنه بچه داشتی مرده؟
کوک:نه
ات: باشه حالا هم برو کنار
کوک رفت کنار و ات رد شد و کوکم گریه کنان رفت
کوک ویو:مثلا اومده بودم حالام خوب شه میرم پیش تهیونگ بزار بهش زنگ بزنم
ته:الو
کوک:سلام ته خوبی(بغض)
ته:اره ممنون چیزی شده؟
کوک:بزار بیام خونت
ته:باشه بیا
پرش زمانی به وقتی که رفت خونه ته
ته:سلا
کوک:تهیونگ کمکم کن تروخدا(گریه شدید)
ته:باشه باشه آروم باش بیا داخل ببینم چی شده
دیدگاه ها (۰)

ته:بیا یه لیوان آب بخور کوک ابو خورد و آروم شد ته:خوبی ؟ات خ...

صبح:کوک: من میرم و برمی‌گردمته:باشه برگردیاکوک:بای ............

ات: پاشو بریم لباس بخریم سوهو:بریممممممممدر فروشگاه:ات:ووویی...

چه فایده جای اینکه فکر کنه که قدیما چی گذشته بشینه و فکر کنه...

ازدواج اجباری پارت نمیدونم چند

پسری که قلبم رو برد

پارت۶:))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط