{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تهبیا یه لیوان آب بخور

ته:بیا یه لیوان آب بخور
کوک ابو خورد و آروم شد
ته:خوبی ؟ات خوبه؟
کوک: ات؟(بغض کرد)
ته فوری بغلش کرد و گفت دیگه گریه نکن یه مرد بزرگ که گریه نمیکنه میکنه؟
کوک:نه نمیکنه
ته:خب پس آروم باش برام توضیح بده ات چیشده
ادمین گلتون: خلاصه کوک همه ی داستان رو توضیح میده حتی همون روزو
ته:من به ات حق میدم همون شب اومد پیش من انقدرگریه کرد و همش غصه میخورد که رفتی
کوک:اره(بغض)
ته: دوباره بغض کردی؟
کوک:....
پرش مکانی به خونه ات و سوهو
سوهو:خب همه چیزو خریدیم
ات:اره
سوهو:خب من تالار رو رزور کردم واسه پس فردا شب خوبه؟
ات:اره حتما
سوهو:خستمه میای بخوابیم
ات:اره منم خستمه بریم
و اینا رفتن بخوابن که خواب هیولا یعنی تک شاخ ببینن 😁
پرش مکانی به خونه ته
ته:فیلم بزارم میبینی
کوک:اره
ته:پس بزار برم چیپس و پفیلا و .... بیارم بیام
کوک:باشه برو
خلاصه اینا هم فیلم دیدن و خوردن و خوابیدن
صبح:
......
دیدگاه ها (۰)

صبح:کوک: من میرم و برمی‌گردمته:باشه برگردیاکوک:بای ............

که گفت عوضی اشغال و افتاد روم تا میتونست کتکم زد نفهمیدم کار...

کوک: خدایا بهتره از این مغازه بیرون برم اره همین کارو میکنم ...

ات: پاشو بریم لباس بخریم سوهو:بریممممممممدر فروشگاه:ات:ووویی...

p7

م ات ات رو بعد کرد و گفت: دخترم با کوک برو....با بچه ات و کو...

ات با مستی گفت: من نمیتونم ببینم..کوک: ات حالت خوب نیست .......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط