{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز چشمان قشنگت اینچنین مستم نکن

ناز چشمان قشنگت اینچنین مستم نکن
گوشه ی میخانه ها با باده پیوستم نکن

من به اغوش تو بدجوری که عادت کرده ام
یا که پا بندم نکن یا رفته از دستم نکن

در افق های نگاه تو که من گم بوده ام
با ستمهای زبانت اینچنین سختم نکن

چون سحر با بوسه هایت روزه هایم دیدنی ست
وقت افطاری که شد با باده هم بستم نکن

اخر ای عالیجناب قصه های این غزل
با نفسهای خودت اما چنین مستم نکن ...
دیدگاه ها (۲)

من غلامت بودم تو چکردی با من    من وصالت بودم تو چه کردی بام...

میروم از سر راهت گله ای نیست که نیست گرچه سخت است ولی مساله ...

هوای شهر من باران گرفتهدلم از دست باران هم گرفتهتمام کوچه ها...

گاهی همه ی زندگیت در یک "تو "خلاصه می شود…"تو" در خلوتم قدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط