{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندکی مستقل

زندکی مستقل
پارت۶
دعوا زنونه ها همه جم میشد دور سالن جا نمیموهه
از یه دختر پرسیدم چیشده
دختره. یه پسره بدون اجازه رفته اونجا مثله اینکه میخپاد به دختره تج/وز کنه
_بعدد شما همینجوریی وایسادینن پس نگهبانا کووو(بلند)
دختره. اسانسور خراب شده و دارن از پله ها میان
کارت اون مرده رو کندم و درو باز کردم و یه دختر دیدم افتاده رو زمین و یه مرده معلوم بود داره به خوردش میده(گایز اون موقع ک کوک اومد طناب زده بود به دستای ا.ت یادم رفت بگم)
دیدم پسره داره فرار میکنه و ماسکشو زده هرکار کردم نتونستم بگیرمش نکهبانا ک رسیدم رفتن دنبالش رفتم طرف دختره دستاشو باز کردم دخترا سروعضشو درست کردن و محو زیباییش شده بودم خیلی خوشگل شده بود ک اقای چا رفت پیشش و فهمیدم معلم بدنسازی منه یه پوزخند زدمو
_ببخشید اقای چا من زود قضاوت کردم ببخشید
رو زنه کردم
_از فردا میتونه بیاد سرکار...اللته اگ خودش میخواد
وقتی ترسو تو چشماش دیدم و فهمیدم هنوز تو شوکه بردمش دفترم..
دیدگاه ها (۲۱)

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

ددی خون آشام من

خیانت ته ته پارت ۱ درخواستی

پارت ۲

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟏یه مرد..یه شنل مشکی پو...

پارت ۱۲

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۱۶ ویو لارا: ساعت هفت بود که بلند شدم...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط