{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت من ..... حکایت کسی است. که عاشق دریا بود اما قایق ن

حکایت من ..... حکایت کسی است. که عاشق دریا بود اما قایق نداشت ....

دلباخته سفر بود ..... اما همسفر نداشت ....

زجر کشید ...... اما ضجه نزد ....

زخم خورد ..... اما زخم نزد.....

زخم داشت .... اما در سکوتش ناله کرد ....

گریه کرد ....... اما اشکش را کسی ندید ....

وفادار بود .... اما وفای ندید....

پر فریاد بود .... اما سکوت کرد تا همه‌ی صدا ها را بشنود .....


........ شاعر گمنام ......
دیدگاه ها (۸)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 32○ اندکی اسمات هست ...

dark life = 20

آخرین شکار پارت سه

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

007-پنهان در مه - پارت ۸۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط