پرنسسمن

#پرنسس_من🤍🥂
#Part_26

هنوزم بخاطر حرف جونگکوک تو شک بودم... یعنی انقدر واسش بی ارزش بودم؟ هه واقعا که...

+ بیا بیرون

برگشتم به سمت صدا.... یکی از بادیگارد ها بود... دنبالش راه افتادم و رفتیم تو حیاط... رئیس جئون و رئیس چوی رو صندلی نشسته بودن و داشتن باهم حرف میزدن...

[ علامت یون سوک: - علامت رئیس جئون: = علامت رئیس چوی: ÷

= بشین!

نشستم رو صندلی کنارشون..

- چیکارم دارین؟

÷ خب میخوایم یه پیشنهادی بهت بدیم.... میتونیم باهم همکاری کنیم.... واسه انتقام از جونگکوک!

- خب پیشنهادتون چیه؟

÷ ( بعدا میفهمید چی گفتن بهش )

- قبوله!

= چه زود جواب دادی! نمی‌خوای یکم فکر کنی؟

- نه... ولی به من چی میرسه؟

= میتونی راحت زندگیت رو بکنی ما هم دیگه کاری به کارت نداریم.... هرچقدر هم پول بخوای بهت میدیم

- خب اوکی.... باید چیکار کنم؟
دیدگاه ها (۸)

#پرنسس_من🤍🥂#part_27بعد از اینکه فهمیدم باید چیکار کنم یه ذره...

#پرنسس_من🤍🥂#part_28+ چیزی نمیشه دنبالم بیا!با ترس و دودلی دن...

#پرنسس_من🤍🥂#part_25- وقتی داشتین باهم حرف میزدین جناب آقای ج...

خدافظ کوچولوولی خیلی منتظرش موندی ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 25مارا رسید شرکت. از ماشین پیاده شد و...

بیب من برمیگردمپارت : 116گونه مادر جون رو بوس کردم و پوتین ه...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 21فردا شد. ساعت ۱۱:۰۰ صبح داخل شرکت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط