{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love Between the Tides

love Between the Tides⁵¹

چهیونگ: ا/ت تو نمیخوای چیزی بگی؟
ا/ت: من؟ باید چیزی بگم
من فقط زل زده بودم تو چشمای تهیونگ
ا/ت: اها ببخشید حواسم نبود خانم حتما آقای کیم خیلی دوستتون داره که چهار ساله نامزدید ولی هیچکس نمیدونه چون از جایی به بعد ادم از پنهان کاری خسته میشه تبریک میگم
یونا: ممنون
ا/ت: تبریک میگم آقای کیم
تهیونگ: خانم پارک ما باید درمورد یه چیزهایی باهم صحبت کنیم
ا/ت: چی؟
تهیونگ: دانشگاه
ا/ت: من مبصر کلاس نیستم پس میتونید
با مبصر کلاس صحبت کنید
تهیونگ: یونا فکر کنم مهمان های دیگه ای هم هستند که میخوان تبریک بگن
یونا: باشه خب خانم پارک من برم
ا/ت: باشه و اینکه ببخشید من کار دیگه ای دارم باید زودی برگردم خونه
یونا: باشه عزیزم مرسی که اومدی
یونا؟ پس اسمش یوناست
تهیونگ بهم گفته بود یونا دختر دوست باباش هست و بهش ریاضی درس میده
عوضییی
چیزی نگفتم و رفتم
سوهیون: ا/ت
ا/ت: بله
سوهیون: صبر کن کجا؟
ا/ت: میخوام برم خونه مامانم نگران میشه
سوهیون: نمیشه بری تا بعد از پایان جشن هیچ کس نمیتونه بره
ا/ت: خب باشه میرم بشینم
برگشتم پیش بچه ها

یک ساعت بعد
بعد از پایان همگی به سمت در خروجی رفتند و منم رفتم با بدنی که انگار روحی داخلش نبود
لیا: ا/ت بیا سوار شو
ا/ت: شما برید من تاکسی میگیرم برمیگردم
چهیونگ: بیا با خودمون برو
ا/ت: میخوام تنها باشم
لیا: باشه مراقب خودت باش
ا/ت: باشه
رفتم و تاکسی گرفتم و رفتم ساحل دریا
کنار دریا نشستم و تونستم اینجا گریه کنم
این همه مدت، این همه عشق، این همه محبت، این همه دوست داشتن، همه ی این ها هیچ... من فقط نقش یه جایگزین برای یه مدت داشتم چرا با من؟ من حق زندگی ندارم
چرا باید به من خیانت بشه یعنی اون دختر هم میدونست که من با تهیونگ بودم یا تهیونگ من رو دوست دختر خودش نمیدونست، دارم دیوونه میشم
یونا؟ چهارسال؟ نامزد؟ پس بخاطر همین دوهی به من نگفته بود عوضیییی

یک ساعت بعد
هنوز کنار دریا بودم الان داشتم فکر میکردم که من احمق بودم یا او خیلی خوب نقش بازی میکرد....
تهیونگ: میدونستم اینجایی...
برگشتم به پشتم نگاه کردم
تهیونگ: ا/ت ما باید باهم صحبت کنیم من حق دارم توضیح بدم
بلند شدم و میخواستم برم که اومد سمتم و دستم رو گرفت
تهیونگ: ا/ت میدونم ذهنت پر از سواله اما پدر من و پدر یونا مارو مجبور کرد که باهم نامزد کنیم
ا/ت: من توضیح نمیخوام دستم رو نگیر میخوام برم
تهیونگ: ا/ت ازت خواهش میکنم گوش کن
ا/ت: من فقط یه سوال دارم تو ۴سال نامزد داشتی من این همه مدت چه نقشی تو زندگی تو داشتم؟
تهیونگ: همه ی زندگیم ا/ت من عاشقتم
ا/ت: این کلمه رو نگم که از هرچی تو و عاشقتم هست متنفرم برو دیگه نمیخوام هیچوقت ببینمت
تهیونگ: ا/ت من اون شب میخواستم همه چیز رو توضیح بدم اما دیدم خوشحالی نتونستم بگم برای یه مدت کوتاه فقط صبوری کن من این نامزدی رو تموم میکنیم میتونیم ادامه بدیم رابطمون رو
ا/ت: چی؟ من و تو هیچ رابطه ای باهم نداریم
تهیونگ: ا/ت من نمیخوام بخاطر سوءتفاهمی تمام بشه این رابطه، این همه دوست داشتن
ا/ت به من حق بده
ا/ت: حق بدم؟ کی به من حق میده من امشب تو اون مراسم چه نقشی داشتم؟ من رو دوست دختر خواهر داماد دعوت کرده بود آره ولی خیلی خوشحالم همه چیز رو فهمیدم
تهیونگ: ا/ت همه چیز درست میشه
ا/ت: نمیشه، تو وقتی نامزد داشتی غلط کردی اومدی با من قرار گذاشتی؟
تهیونگ: من عاشقتم میخواستم بهت بگم یا گفتم اگر صبر کنم نامزدیم رو تمام کنم بعد بهت بگم شاید تا اونموقع تو ازدواج کرده باشی یا دیگه من رو نخوای
ا/ت: تهیونگ ازت خواهش میکنم برو بیا این هم گردنبندی که برام خریده بودی تا فردا هم همه چیزی که بهم داده بودی رو برات با پیک میفرستم
تهیونگ: ا/ت اینکار رو با من نکن من میمیرم
ا/ت: من دیگه احمق نیستم گول تو عوضی، و هیچکس دیگه رو نمیخورم
تهیونگ: ا/ت من بهت حق میدم اما من واقعا هیچ حسی بهش ندارم تمام وجود من تو هستی
ا/ت: برو ازت خواهش میکنم برو میخوام هرچی زودتر خودم رو تو این کثافت دروغی که هستم بکشم بیرون من میدونم تو از اول رابطه به من دروغ گفتی حیف من که دیشب از خوشحالی نخوابیدم چون فکر میکردم تو هم اونجایی اما فکرش هم نمیکردم داماد باشی
میخواستم برم که اومد از پشت بغلم کرد
تهیونگ: ا/ت هرچی تو بگی من از همه ی خانوادم جدا میشم تا با تو باشم باهم میتونیم بریم یه شهر دیگه پدر و مادرت هم بیان
ا/ت: چرا نمیفهمی من دیگه تورو نمیخوام
ازت متنفرم برو فقط بروو
تهیونگ: ازت خواهش میکنم من رو بدبخت نکن من دوست دارم
ا/ت:برای دانشگاه هم من رو قبول نکن ترم بعد استاد دیگه ای میگیرم...
تهیونگ: ا/ت
ا/ت: خانم پارک بگو دهنت عادت کنه
تهیونگ: ببخشید اما من برمیگردم...
دیدگاه ها (۱)

love Between the Tides⁵²(چند دقیقه بعد) درو باز کردم رفتم دا...

⁵⁰love Between the Tidesفردا(شب) ا/ت: تا دیر نشده باید برملب...

سلام سلام یه خبر خوب🤗😉 برای اون هایی که قصد یادگیری زبان کره...

⁴⁶تهیونگ: فکر این رو نکن که من بهت نمره بدم ا/ت: تهیونگ... ت...

love Between the Tides⁴⁷سوهیون: فکر کردی از بابا و مامان هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط