{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love Between the Tides

love Between the Tides⁵³
تهیونگ: سلام
👩🏻: سلام
تهیونگ: کیم تهیونگ هستم اومدم دنبال پارک ا/ت
👩🏻: اها بله درسته با شما تماس گرفتم اونجا هستند
تهیونگ: ممنون
ا/ت: الان باید بریم برقصیم
لوکا:خیلی نوشیدی
ا/ت: نه زیاد نه نوشیدم به نظرت الان تمام شده؟
جانی: چی؟
ا/ت: مراسم ازدواج تهیونگ و اون دختره.. صبر کن اسمش چی بود.. آره آره یونا
لوکا: تو که جدا شدی چرا بهش فکر میکنی؟
ا/ت: من فکر نمیکنم
لوکا: پس چرا این همه نوشیدی؟
ا/ت: خب دوست داشتم اما من باید الان به جای اون دختره بودم امشب باید مراسم ازدواج من بود...
جانی: ا/ت دیروقته باید بری خونه
تهیونگ: ا/ت
ا/ت: کسی من رو صدا زد؟
تهیونگ: بیا من میبرمت خونه
ا/ت: تو کی هستی؟
لوکا: نه اقا لازم نیست
تهیونگ: من دوستشم..
دست ا/ت رو گرفتم
تهیونگ: ا/ت بیا بریم
ا/ت: تو کی هستی؟
جانی: ولی ا/ت تورو نمیشناسه
ا/ت: کیم تتتهیوونگ
و بعد از ا/ت بیهوش شد
تهیونگ: ا/ت ا/ت
بغلش کردم و ا/ت رو بردم داخل ماشین

چند دقیقه بعد
ا/ت چشمانش را باز کرد...
ا/ت: من کجام؟
تهیونگ: آروم باش دارم میبرمت خونه بابا و مامانت
ا/ت: تهیونگ...
تهیونگ: حرف نزن نزدیکیم تو خیلی نوشیدی ممکن حالت بد بشه
ا/ت: صبر کن ماشین نگه دار حالم داره بد میشه
ا/ت پیدا شد تعادلش رو از دست داد افتاد روی زمین و شروع کرد به بالا آوردن
تهیونگ: خیلی نوشیدی بوی الکل کل ماشین رو برداشته
ا/ت: برو نمیخوام اینجا باشی
تهیونگ: ا/ت من نمیتونم تنهات بذارم
ا/ت: تو ازدواج کردی باید بری کنار همسرت ممکن است همسرت نگرانت باشه
تهیونگ: خیلی تغییر کردی موهات رو کوتاه کردی استایل مشکی پوشیدی تو که گفته بودی متنفری از اینکه موهات کوتاه باشه و لباس مشکلی بپوشی
ا/ت: به تو ربطی نداره فقط برو
تهیونگ: حالت خوب نیست باید بریم دکتر
ا/ت: من با تو عوضیی خیانتکار بهشت هم نمیام
تهیونگ: ا/ت بلند شو بریم
ا/ت: گفتم نمیامم
دستش رو گرفتم
ا/ت: دست به من نزن
تهیونگ: ا/ت
ا/ت: تو با من خیلی بد کردی تهیونگ من بهت اعتماد داشتم اما تو از اعتماد من سوءاستفاده کردی
تهیونگ: من متاسفم همه چیز رو درست میکنم قول میدم دوباره میتونیم باهم باشیم
ا/ت: نهه خیلی دلم میخواد بغلت کنم پس بذار برای آخرین بار اینکارو کنم
تهیونگ: ا/ت..
ا/ت: هیچی نگوو
اومد نزدیکم و بغلم کرد و بعد
نگاهی بهم کرد و آروم اشک میریخت و بعد بوسه ای به لبم زد
و بعد دستش رو گذاشت روی صورتم و دوباره غش کرد

یک ساعت بعد
تهیونگ: خانم دکتر حالش چطوره؟
👩🏻‍⚕️: سرم بهش زدیم وقتی بهوش بیاد آروم میشه
تهیونگ: برای اینکه مست بود غش کرد؟
👩🏻‍⚕️: نه این فقط یک دلیلش هست دلیل اصلیش اینه که انگار تغذیه مناسب نداره
کمبود وزن خیلی شدید داره همسرتون رژیم میگیرن؟
تهیونگ: همسرم؟
👩🏻‍⚕️: حلقه تو دستتون رو دیدم فکر کردم همسرتون هست ببخشید داشتم میگفتم رژیم هست؟
تهیونگ: نه نمیدونم چرا اینکار رو با خودش میکنه خانم دکتر من شماره مامانش رو بهتون میدم ولی ازتون خواهش میکنم نگید که من آوردمش
👩🏻‍⚕️: باشه
تهیونگ: ممنون
👩🏻‍⚕️: خواهش میکنم
......

ا/ت
چشمام رو باز کردم
م: بیدار شدی؟ ا/ت من رو میبینی
ا/ت: مامان من کجام؟
م: بیمارستان
ا/ت: یعنی همه ی این ها خواب بود
م: چی خواب بود؟
ا/ت: هیچی بریم خونه
م: نه عزیزم حالت خوب نیست باید امشب رو اینجا بمونی
👩🏻‍⚕️: ببخشید خانم دیروقت هست وقت استراحت بیمارهاست میتونید صبح تشریف بیارید
م: خانم من تا صبح چیکار کنم
👩🏻‍⚕️: میبرمتون داخل یه اتاق برای همراه های بیماران
م: ممنون
👩🏻‍⚕️: به پذیرش بگید راهنماییتون میکنند..
م: ممنون ا/ت جانم تو استراحت کن من میرم
ا/ت: باشه، خانم
👩🏻‍⚕️: بله
ا/ت: من رو کی آورد اینجا؟
👩🏻‍⚕️: برای چی میپرسید؟
ا/ت: تروخدا جوابم رو بدید یه لحظه به این عکس نگاه کنید این نبود
👩🏻‍⚕️: من اجازه ی گفتن مسائل خصوصی رو ندارم و نمیتونم دخالت هم کنم ولی بله خودش بود ایشون شمارو آورد و رفت
یعنی خواب نبود واقعیت بوده من او رو بوسیدم
ا/ت: باشه ممنون
👩🏻‍⚕️: لطفا به کسی نگید من در این مورد به شما چیزی گفتم
ا/ت: حتما
👩🏻‍⚕️: خب استراحت کنید
ا/ت: چشم ممنون...

یک هفته بعد
از دید مادر ا/ت
پ: یه خبر خوب دارم
م: جانم چیشده؟
پ: ا/ت کجاست؟
م: داخل اتاقش خب من بگو
پ: امشب مهمان داریم؟
م: کی هستن؟
پ: خانواده ی کانگ یادت میاد دوست صمیم دخترش ازدواج کرده
م: عه واقعا چقدر خوب
پ: میدونی با کی ازدواج کرده؟
م: نه
پ: با کیم تهیونگ
م: چی؟ کیم تهیونگ گوگولی ا/ت ؟
پ: آره
م: باورم نمیشه اگر ا/ت بفهمه خیلی خوشحال میشه ا/ت که به تهیونگ نزدیک بود گفتم شاید درموردش بدونه
پ: نمیدونم
م: من که خیلی خوشحال شدم میرم به ا/ت بگم
پ: نه نه بذار سورپرایز بشه
دیدگاه ها (۲)

love Between the Tides⁵²(چند دقیقه بعد) درو باز کردم رفتم دا...

love Between the Tides⁵¹چهیونگ: ا/ت تو نمیخوای چیزی بگی؟ ا/ت...

love Between the Tides⁴⁸فردا ا/ت: دیر کردم؟ تهیونگ: نها/ت: خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط