{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زنم !

من زنم !
شبیه همان زنی که فروغ می گفت :
زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد
لبخند هایم تلخند
بغض هایم سنگینند
سکوت هایم پر از معنایند
افکارم شکسته اند
دستانم همیشه سردند
اشک هایم داغ داغند
کابوس هایم رعشه آورند
دردهایم مهلکند
مرا لمس کن،اما نه تنم را
تنهاییم را لمس کن
کمی،فقط کمی باورم کن
وقتی زجه می زنم گوش هایت را نبند
مرا با تمام وجودت بفهم
بودن من حادثه ی کوچکی نیست
اتفاقیست که هیچ کس آن را درک نکرد
اما تو به این حادثه ساده نگاه نکن
دیدگاه ها (۱)

با لبان بسته خیلی حرف ها میتوان زدوقتی قرمزشان میکنییعنی دلت...

زن در آشپزخانه مردوقتی با غذا دم شدوجا افتاد با خورشت اشک ها...

خسته از جامعه ای که تضاد بین دو جنس سر به فلک کشیده،خسته از ...

شاهرگ های زمین از داغ باران پر شده ستآسمانا !کاسه ی صبر درخت...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

من زنم !شبیه همان زنی که فروغ می گفت :زنی تنها در آستانه ی ...

مــن زنم...شبیــه همان زنــی که فـروغ میگـفت... زنــی تنــها...

✅ من زنم !شبیه همان زنی که فروغ می گفت :زنی تنها در آستانه ی...

من زنم !شبیه همان زنی که فروغ می گفت :زنی تنها در آستانه ی ف...

مــن زنم... شبیــه همان زنــی که فـروغ میگـفت... زنــی تنــه...

مــن زنم… شبیــه همان زنــی که فـروغ میگـفت… زنــی تنــها در...

مــن زنم... شبیــه همان زنــی که فـروغ میگـفت... زنــی تنــه...

مــن زنم...شبیــه همان زنــی که فـروغ میگـفت... زنــی تنــها...

مـــــــن زنـــــــــم...شـبیه همان زنی که فروغ می گفت!زنــی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط