مــن زنم...
مــن زنم...
شبیــه همان زنــی که فـروغ میگـفت... زنــی تنــها در آســتانه فصلــی سرد...
.
.
لبخــندهایم تلخنـــــد
بغـض هایم سنگینند
سکـوت هایم پر از معنایند
افکـارم شکستــــه اند
دسـتانم همیشه سردند
اشـک هایم داغ داغند
کــابوس هایم رعشه آورند
دردهایــم مهلکند
مــرا لمـــــس کن
امــا نه تنم را...!
تنـهاییـم را لمس کن...!
کمــی...فقط کمی باورم کن
وقتــی زجه میزنم گوش هایت را نگیر
وقتــی گریه میکنم چشـم هایت را نبند
مــرا با تمام وجودت بفهم
بــودن من حادثه کوچکی نیست...!
اتفــاقیست که هیچکس آن را درک نکرد
امــا تو به این حادثه ساده نگاه نکن...............................
شبیــه همان زنــی که فـروغ میگـفت... زنــی تنــها در آســتانه فصلــی سرد...
.
.
لبخــندهایم تلخنـــــد
بغـض هایم سنگینند
سکـوت هایم پر از معنایند
افکـارم شکستــــه اند
دسـتانم همیشه سردند
اشـک هایم داغ داغند
کــابوس هایم رعشه آورند
دردهایــم مهلکند
مــرا لمـــــس کن
امــا نه تنم را...!
تنـهاییـم را لمس کن...!
کمــی...فقط کمی باورم کن
وقتــی زجه میزنم گوش هایت را نگیر
وقتــی گریه میکنم چشـم هایت را نبند
مــرا با تمام وجودت بفهم
بــودن من حادثه کوچکی نیست...!
اتفــاقیست که هیچکس آن را درک نکرد
امــا تو به این حادثه ساده نگاه نکن...............................
- ۲.۱k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط