{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌹 رزهای خونین

🌹 رزهای خونین

پارت پنجم

یونا هنوز کنار در ایستاده بود.

یونا: «کیا پیدامون کردن...؟»

چند ثانیه بعد، تهیونگ دوباره وارد اتاق شد.

یونا: چی شده؟

تهیونگ: هیچی که لازم باشه بدونی.

یونا: من شنیدم یکی پیدامون کرده!

تهیونگ نگاهش کرد.

تهیونگ: از این لحظه از اتاقت بیرون نمیای.

یونا: چرا؟!

تهیونگ: چون ممکنه خطرناک بشه.

یونا با نگرانی گفت:

یونا: یعنی یکی واقعاً دنبال منه؟

تهیونگ سکوت کرد.

همین سکوت جوابش بود.

ناگهان صدای شلیک از بیرون عمارت شنیده شد. 🖤🌹
دیدگاه ها (۱)

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 110✦...................

....پارت سیزدهم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط