{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاه دلم گدا مَکُش ، من شده ام گدای تو

شاه دلم گدا مَکُش ، من شده ام گدای تو
گر چه ستم کنی به من،جان و تنم فدای تو
مهر تو از وجود من ، با غم دل نمی رود
مهر منت به دل نشد ، هر چه کنم برای تو
از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شود
مشکل تو وفای من ، مشکل من جفای تو
کن نظری که تشنه ام ، بهر وصال عشق تو
من نکنم نظر به کس ، جز رخ دلربای تو
جان من و جهان من ، روی سپید تو شدست
عاقبتم چنین شود ، مرگ من و بقای تو
از تو برآید از دلم ، هر نفس و تنفس
من نروم ز کوی تو ،تا که شوم فنای تو
دست ز تو نمیکشم ، تا که وصال من دهی
هرچه کنی بکن به من، راضی ام از رضای تو
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

love and the moonPart 8 ویو خونه هی تو دختر بی تربیت چه جور...

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

when silence became a scream last part

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط