My violent mafia
My violent mafia
season۱
Part۲۱
ویو ا.ت
رفتیم پایین و دیدم تهونگ هم پایینه ولی یکی دیگه هم کنار تهونگ بود ی پسر خوشگل بود
بهش سلام کردم
ا.ت: سلام من ا.ت هستم و شما؟
جیمین: من هم جیمین هستم خوشبختم
کوک: خب دیگه بیاید بریم
جیمین: امم ا.ت میگم دوستت یونا هم قرار بود بیاد، میاد؟
ا.ت: اره نگران نباش
جیمین: اهان باشه بریم
ویو ا.ت
از عمارت زدیم بیرون و سوار ماشین شدیم من پیش کوک جلو نشسته بودم جیمین و تهونگ هم پشت یونا هم پشت میشینه دیگه
رسیدم دم در یونا عینا
رفتم پایین و زنگو زدم
یونا: بله
ا.ت: منم بیا پایین
یونا: اومدم
یونا اومد پایین
یونا: سلاممممم(ذوق)
ا.ت: سلام بیا بریم تو ماشین
راستی جیمین هم هست
یونا: جدییی اوکی بریم
یونا رفت پشت نشست و منم جلو
کوک داشت راندگی میگرد منم سرم تو گوشی بود و یونا و حیمین و تهونگ هم داشتن درباره ی ربطیه ی یونا و جیمین حرف میزدن و حواسشون نبود
که ی دفعه دست کوک اومد روی رون پاهام
ی نگاه بهش کردم و با ی خنده ی مصنوعی منم دستمو گذاشتم رو دستش
و سرمو تکیه دادم به شیشه و به مسیر نگاه میکردم
ویو کوک
دستمو گذاشتم روی رون خوشگلش و اونم دستشو گذاشت رو دستم
داشنم رانندگیمو میکردم ولی کلا حواسم پیش ا.ت بود همش میخاستم به ی بهانه ای ببوسمش
کوک: رسیدیم
همه پیاده شدن فقط ا.ت وکوک تو ماشین بودن
همشون بدون اهمیت به کوک و ا.ت رفتم داخل
ا.ت: خب دیگه بریم
کوک: وایسا
ا.ت: چیه
کوک: ی قوانینی برات میزارم که باید خوب به حرفام گوش بدی
ا.ت: اهوم
کوک: بدون که کلی از دشمنام مخصوصا کای ایونجا هستن و مطمینم ی چیزی اونجا میشه ولی بخاطر اینکه نمیخاستم ناراحت بشی اوردمت اینجا پس خوب گوش کن
ا.ت: باشه
کوک: یک بدون اجازه ی من و بدون من حتی دستشویی هم نمیری دو با کسی گرم نمیگیری سه زیاد مست نمیکنی
ا.ت: اهوم باشه
کوک: افرین حالا بیا بریم تو
ا.ت: باشه
رفیتم تو و...
ادامه دارد...
شرط نمیزارم تا یکی دو روز ولی اگه حمایت نشه مجبورم بزارم🙂
پس لایک کن خوشگله🍊✨
season۱
Part۲۱
ویو ا.ت
رفتیم پایین و دیدم تهونگ هم پایینه ولی یکی دیگه هم کنار تهونگ بود ی پسر خوشگل بود
بهش سلام کردم
ا.ت: سلام من ا.ت هستم و شما؟
جیمین: من هم جیمین هستم خوشبختم
کوک: خب دیگه بیاید بریم
جیمین: امم ا.ت میگم دوستت یونا هم قرار بود بیاد، میاد؟
ا.ت: اره نگران نباش
جیمین: اهان باشه بریم
ویو ا.ت
از عمارت زدیم بیرون و سوار ماشین شدیم من پیش کوک جلو نشسته بودم جیمین و تهونگ هم پشت یونا هم پشت میشینه دیگه
رسیدم دم در یونا عینا
رفتم پایین و زنگو زدم
یونا: بله
ا.ت: منم بیا پایین
یونا: اومدم
یونا اومد پایین
یونا: سلاممممم(ذوق)
ا.ت: سلام بیا بریم تو ماشین
راستی جیمین هم هست
یونا: جدییی اوکی بریم
یونا رفت پشت نشست و منم جلو
کوک داشت راندگی میگرد منم سرم تو گوشی بود و یونا و حیمین و تهونگ هم داشتن درباره ی ربطیه ی یونا و جیمین حرف میزدن و حواسشون نبود
که ی دفعه دست کوک اومد روی رون پاهام
ی نگاه بهش کردم و با ی خنده ی مصنوعی منم دستمو گذاشتم رو دستش
و سرمو تکیه دادم به شیشه و به مسیر نگاه میکردم
ویو کوک
دستمو گذاشتم روی رون خوشگلش و اونم دستشو گذاشت رو دستم
داشنم رانندگیمو میکردم ولی کلا حواسم پیش ا.ت بود همش میخاستم به ی بهانه ای ببوسمش
کوک: رسیدیم
همه پیاده شدن فقط ا.ت وکوک تو ماشین بودن
همشون بدون اهمیت به کوک و ا.ت رفتم داخل
ا.ت: خب دیگه بریم
کوک: وایسا
ا.ت: چیه
کوک: ی قوانینی برات میزارم که باید خوب به حرفام گوش بدی
ا.ت: اهوم
کوک: بدون که کلی از دشمنام مخصوصا کای ایونجا هستن و مطمینم ی چیزی اونجا میشه ولی بخاطر اینکه نمیخاستم ناراحت بشی اوردمت اینجا پس خوب گوش کن
ا.ت: باشه
کوک: یک بدون اجازه ی من و بدون من حتی دستشویی هم نمیری دو با کسی گرم نمیگیری سه زیاد مست نمیکنی
ا.ت: اهوم باشه
کوک: افرین حالا بیا بریم تو
ا.ت: باشه
رفیتم تو و...
ادامه دارد...
شرط نمیزارم تا یکی دو روز ولی اگه حمایت نشه مجبورم بزارم🙂
پس لایک کن خوشگله🍊✨
- ۷.۱k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط