My violent mafia

My violent mafia
season۱
Part۱۹
ویو ا.ت
رفتم و لباسامو عوض کردم و رفتم پایین
روی صندلی نشسنم تا صبحونه بخورم
تا نشستم کوک هم اومد پایین
کوک: سلام اجوما صبحت بخیر
اجوما: سلام اقای جئون خوش اومدید
تا کوک اومد معذب شدم و از رو صندلی بلند شدم و رفتم اتاق دلم هنوز درد می کرد
دراز کشیدم رو تخت خودم و ی کیک از تپی کشوم برداشتم و خوردم اخه خیلی گشنم بود
که صدای در اومد
کوک: میشه بیام داخل
ذهن ا.ت
یعنی از صبحونه خوردنش زده و اومده اینجا
ا.ت: ام بیا تو
کوک: سلام،چرا صبحونتو نخو.اوردی برات صبحونه اور.دم
ا.ت: چرا صبحونه برام اومدی من سیرم (اخمالو)
کوک میشنه رو تخت و برای ا.ت لقمه میگیره
کوک: دهنتو باز کن هواپیما اومد(کیوت)
ذهن ا.ت
کوک خیلی کیوته ولی اون وقتی که باک.ره بودم اونکارو کرد ازش متنفرم(اصبانی)
کوک: به چی فکر میکنی نمیخای بخوری
ا.ت: نه نمیخورم اثلا برو بیر...
ویو کوک
چرا نمیخروره باید ی کاری کنم
اهوم میپرم روش(خنده ی شیطانی)
پریدم و روش خیمه زدم ولی کاری نکردم
ا.ت: از روم پاشو مگه نمیبینی درد دارم
کوک: واییی ببخشید حواسم نبود(شرمنده)
ا.ت: کوک
کوک: جونم
ا.ت: تو از من خوشت میاد که اونکارو باهام کردیی؟
کوک: شاید یادت نیست قبلا بهت چی گفته بودم
ا.ت: واقعا اگه از من خوشت می اومد چرا اون کارو کردی من خیلی دردم اومد
کوک: نگران نباش چیزیت نشده به اجوما هم گفتم که برات چندتا دارو بیاره
اگر هم سوزش داشتی بگو تا برات پماد بزنم
ا.ت: اهوم.. ایی
کوک: چی شد درد داری
میخای بغلت کنم هوم؟
ا.ت: اره
کوک: قبلش صبحونتو بخور تا ضعف نکنی
ا.ت: باشه
۳۰دقیقه بعد
ویو کوک
ا.ت صبحونشو خورد و منم اروم بغلش کردم
و موهاشو نوازش کردم
ا.ت انگاری خواب بود و ی چیزی گفت که شکه شدم
ا.ت: کوک خیلی دوست دارم (اروم و خابالو)
کوک: منم همین طور
و سیاهی
ویو ا.ت
ی حس بی داشتم انگار رو ابرا بودم ولی حس سنگینی بود
چشمامو باز کردم و گوشیمو برداشتم ساعت ۱۵:۲۲ بود پاشدم و دیدم کوک هنوز پیشمه اروم از تخت اومدم پایین درد دلم تموم شده بود ولی بین پاهام احساس سوزش داشتم
میخاسم کوک و بیدار کنم برام پماد بزنه ولی خجالت کشیدم
رفتم پایین و اجوما رو صدا کردم
اجوما: جانم عزیزم
ا.ت: ام میگم پمادی که کوک گفته بود وقتی سوزش داشتم بزنم کجاس
اجوما: فکر کنم دست خود اقای جئون هستن
ا.ت: ایششش باشه ممنون
دوباره رفتم اتاقم هنوز کوک خواب بود رفتم سمتش و صداش کردم
کوک: هوم چی شده
ا.ت: ام میشه بگی کردم سوزشم کجاس
کوک از خواب میپره
کوک: سوزش داری خب پس بزار برات بزنمش
ا.ت: نه فقط بگو کجاس
کوک: چرا انقدر معذبی من دیشب همه جاتو دیدم پس زود باش بیا رو تخت
ا.ت:امم باشه
ویو کوک پماد رو برداشتم و داشتم براش میزدم که یادم افتاد که ا.ت دیشب چی گفت
کوک: ا.ت ام میگم چیزه
ا.ت: چیه
کوک: صب که تو بغلم بودی ی چیزی بهم گفتی یاد میاد چی گفتی
ا.ت: نه یادم نمیاد چی گفتم؟
کوک: گفتی که دوسم داری
ا.ت: چی؟؟ من همیچین حرفی نزدم
کوک: چرا زدی
ا.ت: خب حالا هرچی
چند دقیقه بعد
کوک: تموم شد
ا.ت: مرسی ولی دیگه خودم انجامش میدم
کوک: نه خیر اگر بخای همش خم شی و بزنی دلت بدتر میشه پس خودم میزنم
ا.ت: اهوم
ا.ت:میگم من حوصلم سر رفته میشه بزاری با یونا برم بیرون
کوک: مگه ندیدی اوندفعه چی شد نمیزارم بری
ا.ت: اوم خب خودت منو ببر
کوک: باشه بزار ببینم میتونم با تهونگ برنامه ریزی کنم
ا.ت:باشه مرسیی(خر ذوق)
کوک: و ی چیزی فکر کنم دوستم جیمین هم بیاد اگه میخای به یونا هم بگو بیاد تا اونا با هم جور بشن
ا.ت: باشه
کوک: خب پس من میرم اتاق خودم تو راحت باش و من تا فردا بهت خبر میدم
ا.ت: اهوم خدافظ
کوک: خدافظ...
ادامه دارد...
شرط: ۲۰لایک
دیدگاه ها (۵)

My violent mafiaseason۱Part۲٠ویو ا.ت از کوک خدافظی کردم و او...

My violent mafiaseason۱Part۲۱ویو ا.ترفتیم پایین و دیدم تهونگ...

بلاخره پیج سوم و زدم و دیگه بخشهایی اسمات توی پیج سوم نوشته ...

این بخش اس.مات هست توی کامنت نوشته میشه...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

هرزه ی حکومتی پارت ۵ بیدار شدم...تو اتاق بودم رفتم سمت در دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط