{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی باد

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی باد
خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد

من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا
بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد

داس بر ساقه ی گندم زدی و بی خبری
آه یک مزرعه در پشت سرت راه افتاد

هر چه فریاد زدم ، کوه جوابم می کرد
غار در کوه چه باشد ؟ : دهنی بی فریاد

بغض من گریه شد و راه تماشا را بست
از تو جز منظره ایی تار ندارم در یاد

دیدگاه ها (۴)

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۱

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

ران با دیدن این صحنه دستشو مشت کرد وعصبانی شد نه بخاطر نانسی...

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۵🌌پاهایش روی زمین محکمی ف...

جادویی به نام عشق

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده در...

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده در...

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط