آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتی

آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتی
ای عجب از این طرفها هم گذاری داشتی

راه را گم کرده بودی نیمه شب شاید عزیز
یا که شاید با دل تنگم قراری داشتی

مهربانی هم بلد بودی عجب نامهربان
بعد عمری یادت افتاده که یاری داشتی

سر به زیرانداختی و گفتی آهسته سلام
لب فروبستی نگاه شرمساری داشتی

خواستم چیزی بگویم گریه بغضم را شکست
نه نگفتم سالها چشم انتظاری داشتی

با نوازش می کشیدی آه و می گفتی ببخش
سربه دوشم هق هق بی اختیاری داشتی

وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من
شاید از دیوانه ی خود انتظاری داشتی

صبح بوی گل تمام خانه را پر کرده بود
کاش می شد باز در خوابم گذاری داشتی
دیدگاه ها (۳)

میبخشی پارت ۳

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

"آرزوی یه کوچولو که حاصل عشقمون باشه....اما با رضایت شما بان...

پیمان نقره ای

آمدي درخواب من ديشب چه کاري داشتىاي عجب از اين طرفها هم گذار...

آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتیای عجب از این طرفها هم گذار...

آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتیای عجب از این طرفها هم گذار...

آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتیای عجب از این طرفها هم گذار...

آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتیای عجب از این طرفها هم گذار...

.‌‌‌آمدی درخواب من دیشب چِه کاری داشتۍای عَجب از این طَرفها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط