{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بود

من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بود
بردند سر دار و .....تو انگار نه انگار !

اوج غم این قصه در این شعر همین جاست:
من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار

دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست
روی دلم آوار و....تو انگار نه انگار

دور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ...
یک گوشه ی دیوار و....تو انگار نه انگار

جان می کنم و محو تماشایی و هر روز...
این حادثه تکرار و....تو انگار نه انگار

با عشق تو میمانم و میمیرم اگر چه...
من می شوم آزار و....تو انگار نه انگار
دیدگاه ها (۱)

♥ ️دﻭﺳـــــــﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺣــــﺮﻑ ﻧﯿـﺴــــﺖ!!!♥ ️ ♥ ️ﺑﻪ ﻭﻗﺘـــ...

ﺩﻟـﻢ ﺗﻨﮓ ﺷـﺪﻩ ﺑﺮﺍﯾﺖ. . . اﻣﺎﻧﻤﯽﺷـﻮﺩﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﮕﻮﯾـﻢ ...

ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ. ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﯽ، ﮐﺠﺎ ﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﺳﺮ ...

خیلی وقتا تو تقصیری نداریاگه یه چیزیو از دست دادی اینقدر دنب...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

He still loves you...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط