{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوزاز شب دمی باقی ست، می خواند در او شبگیر،

هنوزاز شب دمی باقی ست، می خواند در او شبگیر،
وشب تاب، از نهانجایش، به ساحل میزند سوسو .

به مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من
به مانند دل من که هنوز ازحوصله و زصبر من باقی ست در او
به مانند خیال عشق تلخ من که می خواند.

و مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من
نگاه چشم سوزانش، امید انگیز، بامن
دراین تاریک منزل می زند سوسو .
دیدگاه ها (۶)

هنگام که گریه می دهد سازاین دود سرشت ابربرپشتهنگام که نیل چش...

می تراود مهتاب،می درخشد شبتاب.نیست یکدم شکند خواب به چشم کس ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

پارت ۴۸ اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.آریانا هنوز به گ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت پنجم: طوفانِ خشم و شبِ بی‌امان[دیدگا...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

هنوزاز شب دمی باقی ست، می خواند در او شبگیر،وشب تاب، از نهان...

💞 ✨ 💞 ✨ 💞 ✨ هنـوز از شب دمی باقی است، می خواند در او شبگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط