هنوزاز شب دمی باقی ست، می خواند در او شبگیر،
هنوزاز شب دمی باقی ست، می خواند در او شبگیر،
وشب تاب، از نهانجایش، به ساحل میزند سوسو .
به مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من
به مانند دل من که هنوز ازحوصله و زصبر من باقی ست در او
به مانند خیال عشق تلخ من که می خواند.
و مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من
نگاه چشم سوزانش، امید انگیز، بامن
دراین تاریک منزل می زند سوسو .
وشب تاب، از نهانجایش، به ساحل میزند سوسو .
به مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من
به مانند دل من که هنوز ازحوصله و زصبر من باقی ست در او
به مانند خیال عشق تلخ من که می خواند.
و مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من
نگاه چشم سوزانش، امید انگیز، بامن
دراین تاریک منزل می زند سوسو .
- ۱.۰k
- ۱۰ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط