{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💞 ✨ 💞 ✨ 💞 ✨

💞 ✨ 💞 ✨ 💞 ✨
هنـوز از شب دمی باقی است،
می خواند در او شبگیـر
و شب تاب، از نهانجایش، به ساحل می زند سوسو.
به مانند چراغ من
که سوسو می زند در پنجره ی من
به مانند دل من
که هنوز از حوصله وز صبر من باقی است در او
به مانند خیال عشق تلخ من که می خواند

و مانند چراغ من
که سوسو می زند در پنجره ی من
نگاه چشم سوزانش ـــ امیدانگیزـــ با من
در این تاریک منزل می زند سوسو ...

#نیما
دیدگاه ها (۱)

قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبودور نه هیچ از دل بی‌رحم تو...

دستانم بوی عشق می دهند بوی انار و خرمالو ..آنقدر که کوچه های...

تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کندر جهان گریاندن آسان است، اش...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۶۰ | پایانچراغ‌ها دوباره روشن شدن...

پارت ۴۷ | نزدیک‌تر از قبلبعد از حرف‌های تهیونگ، چند روزی گذش...

پارت ۶۵ صبح روز بعد، هوا گرفته و ابری بود.آریانا از پنجره‌ی ...

P : 30

پارت ۶۱ آریانا هنوز به صفحه‌ی لپ‌تاپ خیره بود.کیم سونگ‌هو.ای...

P : 11

P : 9

پارت ۳۹ مرد مسلح چند قدم جلو آمد.جونگ‌کوک ناخودآگاه جلوی آری...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط