{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر طنز ...

شعر طنز ...

نیمه شــب آمـد اتـاقـــم یـک پری

البتــه بـا مــانتــــو و بـا روســری !

گفـتم: ایــن جا آمدی حــوری چرا؟

راه را گـم کــرده ای کـاکـــل زری؟

من نـدیـدم مثـل تـــو روی زمــین

از اورانـــوس آمــــدی یـا مشتـری؟

مرگ تــو دخـتـر فــراوان دیــده ام

ناقـلا امّـا تــــو چــیـز دیـگــــری !

قد بـلندی، خـوش تراشی، دلـکـشی

واقــعاً نـــازی بــه چـشم خـواهری !
دیدگاه ها (۳۰)

نیمه شب آمد اتاقم یک پریالبته با مانتو و .. با روسری !گفتم:...

شعر طنز _________نیمه شب آمد اتاقم یک پریالبته با مانتو و با...

نیمه شب آمد اتاقم یک پریالبته با مانتو و با روسری !گفتم: این...

نیمه شــب آمـد اتـاقـــم یـک پریالبتــه بـا مــانتــــو و بـ...

نیمه شب آمد اتاقم یک پری،البته بامانتو وبا روسری !گفتم اینجا...

ماه اگر در شبکلاه زر زری زیباتر است ماه عالمتاب من در روسری ...

معشوق من زیباست مثل عنتری که... در می روم از دست او مثل خری ...

معشوق من زیباست مثل عنتری که...در می روم از دست او مثل خری ک...

ابتدا شاید خدا حور و پری را خلق کردبعد موجودات ناز دیگری را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط