{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طبق قولی که به مامان داده بودیم رفتیم کنارک و همونطور که

طبق قولی که به مامان داده بودیم رفتیم کُنارک و همونطور که در تصویر میبینید فقط دفتری که میخواستم رو خریدیم اومدیم بیرون...اما طبق قوانین خودم هف هشتا کتاب و چیزای دیگم همرامون بود👀 ...انقد ما خوش قولیم😌

من و داداشم رو باید به عنوان برترین الگوی وفای به عهد معرفی کنن😎 ✌

بماند که بیشتر کتاب های کودک رو با اسم داداشم برای خودم خریدم😅
البته اگه کاملا به من باشه که دوست دارم کنارک رو کلا بار بزنم بیارم خونه😄

و از همه مهمتر😉
از این به بعد پست هایی داریم با عنوان "شب های ورقی" که غرق شدن من و داداشم رو در اعماق اوراق کتاب هاش می نویسم...بماند کتاب خوندن واسه بچه ها چقدر سخته...همش خودشون میخوان حرف بزنن و توضیح بدن😄

پ.ن: کُنارک، خانه کتاب خیلی محبوب منه😌 ...اسمش از کُنار میوه درخت سدر گرفته شده.


#آسیمو #شب.های.ورقی #کنارک #کتاب #کودک #خرگوش #کنار #کتابخوانی

۶ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۳)

🔸 من از اون دخترایی هستم که صبح خودش تنها نباید بره پیاده رو...

اولین شب ورقی من و داداش کوچولوم امشب تو بالابندر بودتو ساحل...

داروسازان دنیا روزتون خیلی مبارک. با تشکر فراوان از تموم زحم...

📚 #معرفی.کتاب: سیزدهمین قصه|نویسنده: داین سترفیلد | مترج...

خون ومخملpart=۱۶همان شب – عمارت هوک، سالن اصلیهوک به حرف‌های...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۵با نگرانی به دکتر چوی خیره بودیم مردمک...

پارت ۲۳خاطرات ساسکه: بخش اولSa:"نههه داداشم. داداشمو نجات بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط