{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۲۸

نه پس فقط خودت حالیتههههه
صدای نفس بود که انگاری فکرمو شنیده بود خخخ
شیدارو رسوندیم خونشون و خودمون هم رفتیم خونه شب خوبی بود البته با فاکتور گرفتن اونهمه بیکار نشستنم...
دیدگاه ها (۴)

فن پیج ماکـــ❤ ـان بندفالو شه پیلیــ😄 ـــز @macan.Band

پارت ۲۹امیر:اسمش جشن برگشتن من بود ولی حواسشون به همه بود جز...

پارت۲۷نیک: باصدای داد نفس شیدا اومد و گفتشیدا:جووووووووووووو...

پارت۲۶اهنگ که تموم شد از شدت پا درد نمیتونستم وایستم که امیر...

دو پارتی وقتی حوصلت سر رفته بود و جونگ کوک خونه بود … پارت ۱

نکته : خواندن این سناریوی بدون لایک و کامنت حرام است

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط