پارت
پارت۲۷
نیک:
باصدای داد نفس شیدا اومد و گفت
شیدا:جووووووووووووونم
نفس: تو بجای اینکه اونجا خودتو از الکل شهید کنی بیا با داداش من برقص یکم
شیدا: ب خدا نخوردم یکم خوردم باور کن خوبم عصبانی نشو گریه میکنمااا
نفس: واااا من کی عصبانی شدم
شیدا: خبببب نیکولی پاشو بریم بِقِریم(قر بدیم😂 )
من نمیدونم این دختره چرا اخر هر چیزی ولی میزارههه؟؟نیکولییی-زشتولی-روانیولی😂 😂
با شیدا رفتیم رو پیست و یکم پاهامممم وا شد وسط رقص بودیم که حس کردم شیدا اضافی داره تکون میخوره
من: خانوم مهرآد؟؟؟
من:الووووو
که یهو حرکتش گیج وار شد
من:شیداااااااااا
که یهو افتاد بغلم و چشماش بسته شد گیج و منگ مونده بودم همه فک میکردن اومده بغلم که لاو تو لاو شیم واسه همین کسی کاری نمیکرد از کتم چسبیده بود و سرش رو سینم و چشماش بسته بود واسه ی اولین با سره یه دختر رو سینم بود میخواستم برگردم به صورتش نگاه کنم که
مفس:شیدااااااا کشتی آبجیمو؟؟؟؟؟چاقو کردی تو معدش؟؟؟؟من از اولم میدونستم تو چهار سال اونجا درس نمخوندی توی بانده خلافی اره؟؟؟شیدا فهمید توام کشتیش؟؟؟؟؟؟
من:نفسسسس چی میگی از حال رفت
نفس:عه یعنی نکشتیش؟
من:وااااای علنا داداشتو قاتل کردیا میگم دختره از حال رفت
نفس:خب طبیعیه الکل که میخوره پنج دیقه بعد از حال میره
من:پوووووف بهتره برگردیم دیگع
نفس:اوکی دادااااش من رفتم لباسامونو بیارم
نفس اورد و لباسای شیدارم تنش کرد و بردیمش تو ماشین
نفس: اهنگ بزار صداشو زیاد کن
من: واااااای نفس الان همش صدا تو گوشمون بود اینجاهم؟
نفس: لطفا روشن کن
حوصله کلکل نداشتم اهنگ رپ گذاشتم و صداشو دادم اخر که از پشت ماشین شیدا یهو پرید از خواب انگاری
نفس: دیدی یه مدت تو سکوت و یهو بهش شوک وارد شه حالش جا میاد
چشماش شد دوتا تووووپ این خواهرمونم یه چیزایی حالشه هااا
نیک:
باصدای داد نفس شیدا اومد و گفت
شیدا:جووووووووووووونم
نفس: تو بجای اینکه اونجا خودتو از الکل شهید کنی بیا با داداش من برقص یکم
شیدا: ب خدا نخوردم یکم خوردم باور کن خوبم عصبانی نشو گریه میکنمااا
نفس: واااا من کی عصبانی شدم
شیدا: خبببب نیکولی پاشو بریم بِقِریم(قر بدیم😂 )
من نمیدونم این دختره چرا اخر هر چیزی ولی میزارههه؟؟نیکولییی-زشتولی-روانیولی😂 😂
با شیدا رفتیم رو پیست و یکم پاهامممم وا شد وسط رقص بودیم که حس کردم شیدا اضافی داره تکون میخوره
من: خانوم مهرآد؟؟؟
من:الووووو
که یهو حرکتش گیج وار شد
من:شیداااااااااا
که یهو افتاد بغلم و چشماش بسته شد گیج و منگ مونده بودم همه فک میکردن اومده بغلم که لاو تو لاو شیم واسه همین کسی کاری نمیکرد از کتم چسبیده بود و سرش رو سینم و چشماش بسته بود واسه ی اولین با سره یه دختر رو سینم بود میخواستم برگردم به صورتش نگاه کنم که
مفس:شیدااااااا کشتی آبجیمو؟؟؟؟؟چاقو کردی تو معدش؟؟؟؟من از اولم میدونستم تو چهار سال اونجا درس نمخوندی توی بانده خلافی اره؟؟؟شیدا فهمید توام کشتیش؟؟؟؟؟؟
من:نفسسسس چی میگی از حال رفت
نفس:عه یعنی نکشتیش؟
من:وااااای علنا داداشتو قاتل کردیا میگم دختره از حال رفت
نفس:خب طبیعیه الکل که میخوره پنج دیقه بعد از حال میره
من:پوووووف بهتره برگردیم دیگع
نفس:اوکی دادااااش من رفتم لباسامونو بیارم
نفس اورد و لباسای شیدارم تنش کرد و بردیمش تو ماشین
نفس: اهنگ بزار صداشو زیاد کن
من: واااااای نفس الان همش صدا تو گوشمون بود اینجاهم؟
نفس: لطفا روشن کن
حوصله کلکل نداشتم اهنگ رپ گذاشتم و صداشو دادم اخر که از پشت ماشین شیدا یهو پرید از خواب انگاری
نفس: دیدی یه مدت تو سکوت و یهو بهش شوک وارد شه حالش جا میاد
چشماش شد دوتا تووووپ این خواهرمونم یه چیزایی حالشه هااا
- ۲.۶k
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط