پارت

پارت۲۶

اهنگ که تموم شد از شدت پا درد نمیتونستم وایستم که امیر صداش در اومد اووووف لامصب چه میرقصید فک کنم رفته کلاس رقص خخخ
امیر: ممنون خانم یارمهر نجاتم دادید و دیگه اینکه کسی نفهمه که ما آشنا هستیم و بازم ممنون و خدافظ
من: اااایییییش عو. ضی خودپسند نه که الان میرم جااار میزنم بیایین من با آریانی جون آشنام اوووف زشتک
البته تو دلم گفتما 😂 😂 تو روش یه چشم غره رفتمو گفتم
من: منم لازم نمیبینم این آشنایی جار زده بشه و با اعتماد به نفس پیش نیک رفتم که داشت چشم چرونی میکرد
وای نههه گناه داره داداااااشم بیچاره فقط به یه نقطه زلیده
که اونم پیست رقصه حالا شیدا کو؟؟؟؟
اووووم بزار ببینم اهان توی پیست رقص دقیقا همونجایی که نیک زلیده
خب
هااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟ نیک به شیدا زلیدهههههههه؟؟.
بله که بلند فکرمو گفتم که اونم با یه لحن غم زده گفت
نیک: میشه به دوستت بگی دو دیقه باهام برقصه همه جلفن نمیخوام ابروم با این زامبیا بره و از بس هم که نشستم پاهام چسبید به زمین(منظورش باسنشه روش نشد😂 😂 )
من: خخخ واس این زلیدی اینطوری😂 ؟
نیک:اوهوم
من:شیداااااااااااااااا
دیدگاه ها (۳)

پارت۲۷نیک: باصدای داد نفس شیدا اومد و گفتشیدا:جووووووووووووو...

پارت۲۸نه پس فقط خودت حالیتهههههصدای نفس بود که انگاری فکرمو ...

پارت۲۵که بله دیدم اصلا شیدا واسه خودش داره قر میده اینم خوشه...

پارت۲۴نفس:واییییی ای جووووونم بریم وسط دست شیدارو کشیدم و بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط