{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

E IE

⌜ ᖇEᗪ ᐯIᗷE ⌟

#هیونجین
#تکپارتی
وقتی هیون بهت قلدری میکنه ولی اون....


ویو ا.ت
مثل بقیه روزا داشتم پیاده میرفتم سمت مدرسه..میدونستم امروز قراره روز سختی باشه. هیون دیروز تهدیدم کرده بود. همیشه بهم قلدری میکنه. همینطور داشتم توی ذهنم با خودم حرف میزدم که یهو به ینفر برخوردم. تعظیم کوچیکی کردم.

× اوه ببخشی- (با دیدن هیون حرفم کامل نشد)
_ سلام (نیشخند)
× س..سلام..
_ اوم نترس کاریت ندارم (دستام رو از توی جیبم بیرون آوردم و موهای ا.ت رو بهم ریختم)
×‌...
_ نمیخوای حرف بزنی
×...
_باشه..به هر حال تو مدرسه میبینمت.
×...
_اَه این چرا حرف نمیزنه؟(رفت🚶🏻‍♂️)

ویو ا.ت
هیون رفت..هنوز تو شوک بودم..فکر نمیکردم اینجا ببینمش. یه لحظه به خودم اومدم و راه افتادم سمت مدرسه؛ اما نمیخواستم برم، از هیون میترسم...به مدرسه رسیدم. وارد کلاس شدم و سر جام نشستم. هندزفری‌هام رو گذاشتم توی گوشم تا خودم رو آروم کنم. به بیرون پنجره نگاه میکردم. حواسم به دور و اطرافم نبود تا صدای آهنگ قطع شد، یعنی هندزفری از توی گوشم در اومد. نگاه کردم و دیدم هیون بالای سرم وایساده.

ویو هیون
بعد از اینکه ا.ت رو دیدم رفتم سمت مدرسه. رسیده بودم مدرسه و بعد چند دقیقه ا.ت هم رسید. رفت توی کلاسش و من هم دنبالش میکردم. وقتی نشست اول نگاهش کردم و بعد رفتم سراغش

_ اوه میبینم داره بهت خوش میگذره. (پوزخند)
_ نکنه الانم نمیخوای حرف بزنی؟
× (بعد از اون همه اذیت شدن دیگه نتونستم تحمل کنم، سعی داشتم جوابش رو بدم) حرف بزنم که چی بشه؟
_ نه خوبه. (ابروش رو انداخت بالا)
× ازت خواهش میکنم ولم کن..دیگه خسته شدم..میخوام بمیرم (بلند)

کسایی که توی کلاس بودن یه نگاهی به این دو تا کردن. هیون موهاشو بهم ریخت.

_ نمیتونم
× چرا؟
_ بیا رروی پشت بوم تا حرف بزنیم
× نمیخوام همینجا بگو
_ اوه باشه. (دستش رو گرفتم و محکم کشوندمش تا بریم روی پشت بوم)
×ولم کن..نمیخوام باهات بیام. (سعی داشتم دستشو پس بزنم)

ویو هیونجین
رسیدیم پشت بوم.. ا.ت رو هل دادم سمت دیوار و دستم رو به دیوار تکیه دادم.

× میشه بگی دلیلت برای اینکار چیه؟
_ چون من...(صورتمو بردم نزدیک صورتش)
_ چون من عاشقتم..!
× عاشقی و این بلا رو سرم میاری؟
_ چیکارت میکنم؟
× حداقل ای‌کاش میفهمیدی..(میخواستم برم)
_ (دوباره هلش دادم سمت دیوار) میدونم..میدونم و برای همین اذیتت میکردم.
× چقدر منطقی.
_ عاشقتم!
× نمیتونم قبول کنم.
_ عاشقتم!
× میگم نمی-
_ (با بوسه روی لباش حرفشو قطع کردم) ولی من منتظر جوابی که میخوام میمونم، هوانگ ا.ت
× ولی چرا اینکارو کردی تا حس عشقم به نفرت تبدیل بشه؟
_ ازت معذرت میخوام. (بغلش کردم)
× فقط قول بده دیگه اذیتم نمیکنی..
_ باشه...
× دوستت دارم
× منم عاشقتم..!


این‌یکی‌رو‌واقعا‌ریدم‌ولی‌خب::))
دیدگاه ها (۳۳)

⌜ ᖇEᗪ ᐯIᗷE ⌟سلام سلام..!راستی اومدم این خبرو بدم و برم🚶🏻‍♂️ی...

⌜ ᖇEᗪ ᐯIᗷE ⌟★Minsung★1_بسه دیگه ... خستم کردین.... چطور میتو...

ᖇEᗪ ᐯIᗷE ♪♪♪

Part 6

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

چند پارتی جیهوپ ویو ا/تکلاس تموم شد به سمت در مدرسه رفتم و خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط