{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با این وضعی که من میبینم چند سال دیگه

با این وضعی که من میبینم چند سال دیگه
دو تا پسر دارن حرف میزنن
رضا : علی جون ابرو هاتو خیلی ناز برداشتی
علی : قربونت برم الهی ، پیش همون آقا کریم رفتم
رضا : کریم ،کدوم کریم ؟
... علی: بابا کریم بلونده . همون آرایشگره که موهاشو مش استخونی میکنه
دو تا دختر دارن حرف میزنن
ژیلا : مرجان به اون سیبیل زنونت قسم وقتی لیلا اسمتو آورد می خواستم با چاقودسته شاخیه دو تیکه اش کنم
مرجان : ای ول بابا خیلی خانومی ، ولی ولش کن اینها مرام ندارن . سگو نباس با چاقو زد .... =)))))
دیدگاه ها (۶)

ﺁﻫـﺎﯼ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭﻩﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻫﻤﺴﺮ ﻣﻦ ﺑﺸﯽ...<[]> \>°°°°°°°°°°...

لواشکم نشدیم حداقل یکی برامون ضعف کنه!♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡قره ...

نفرین جدید دخترا93ایشااللہ کف پات ھیچوقت رنگ آسمون و نبینۂ :...

خدای خوبم ...هرروزم را به تو میسپارم لطفا نا امیدی دیروزم را...

بااین وضعی که من میبینم چندسال دیگه دوتا پسر دارن حرف میزنن:...

با این وضعی که من میبینم چند سال دیگه دو تا پسر دارن حرف میز...

با این وضعی که من میبینم چند سال دیگه دو تا پسر دارن حرف میز...

riv.n.a:نمیدونم چرا هر وقت پدال مازراتی رو فشار میدمپام از ز...

سناریوی طنز

دؤختر ماه و پسر خورشید... ادامه پارت ۱

رمان دورترین نزدیک کاور شخصیت سامان

ظهور ازدواج )پارت ۱۰۵ همون دوستش فرد بود. همون که کلید داشت ...

• Wild rose cabaret • #part221#panizمهشاد ظرف ها رو برد منم ...

"قسمت چهارم " ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط